یاحسين


f

فاطمه حامل ولايت مدافع ولايت شهيده ي ولايت


فاطمه(س) شيواترين پروانه ي شمع امامت بود ؛پروانه ي عاشقي كه با سوختن وفداسازي خويش به همگان آموخت كه امام بر حق چونان كعبه است ؛كعبه اي كه مردم بايستي بر گردش طواف نمايند نه او بر گرد مردم :

مـحـمـود بـن لبـيـد مـُكـَنـّى بـه ابـو عـمـر مـى گـويـد: حـضـرت زهـرا(س) پس از رحلت رسـول خدا(ص) پيوسته به زيارت شهداى اُحد و بويژه حمزه سيدالشهداء مى رفت و گريه مـى كـرد. يـكـى از روزهـا نزد آن حضرت رفتم و به او تسليت گفتم . پرسيدم : اى سيده زنان عالَم ! به خدا سوگند! گريه تو رگهاى قلب مرا پاره مى كند!... اى بانو و مولاى من ! مدتى است كه سؤ الى مرا به خود مشغول كرده است . بسيار مايلم پاسخ آن را بشنوم .
حضرت زهرا(س) : سؤ ال كن .
آيا رسول خدا(ص) پيش از رحلت ، درباره امامت على (ع) به طور صريح چيزى گفته است ؟
من تعجب مى كنم . مگر داستان (غدير خم)
را فراموش كرده ايد؟!
آن را بـيـاد دارم . عـلاوه بـر آن ، اگر رسول خدا(ص) در اين باره مطلب سرّى و خصوصى با شما مطرح كرده است ، خواستم آن را بشنوم .
خداى متعال را گواه مى گيرم . از پدرم شنيدم كه فرمود: على (ع) بهترين فردى است كه من او را جانشين خود در ميان شما قرار دادم . او امام و خليفه بعد از من است و در فرزندان على (ع)، حسن و حسين (ع) و نُه فرزند از نسل حسين (ع)، امامان برگزيده و پاك مى باشند. اگر آنان را درك كرديد، از آنان اطاعت كنيد. زيرا آنان راهنما و هادى شما خواهند بود. اگر با آنان مخالفت كنيد و راه عصيان در پيش گيريد، تا روز قيامت گرفتار گمراهى و نابسامانى مى شويد!
اى سيّد و بانوى من ! اگر خلافت على (ع) تا اين اندازه روشن و مشخص است ، چرا آن بزرگوار براى گرفتن حق خود قيام نكرد؟!
اى ابا عمر! رسول خدا(ص) فرمود:
مَثَلُ الاِْمام مَثَلُ الْكَعْبَةِ، اِذْ تُؤْتى وَ لا تَاءْتى
امام مانند كعبه است . مردم بايد به سراغ او بيايند نه اينكه او به سراغ آنها برود.
آرى ، بـه خـدا سـوگـنـد! اگـر حـق را بـه اهل حق مى سپردند و از عترت پيامبر(ص) پيروى مى كـردنـد، هـرگـز دو نـفـر هـم دربـاره دسـتـور خـداونـد اخـتـلاف نـمـى كـردنـد و نـسـلى بـعـد از نـسـل ديـگـر مـى آمـد و مـسـيـر خـلافـت و امـامـت تـا ظـهـور فرزند نهم حسين (ع) ادامه مى يافت
.

اين٬ فاطمه بود كه عاشقانه ترين پاسداشت را از حريم امامت روا داشت .اين٬ فاطمه بود كه يگانه ترين اسوه دهي را در همراهي با ولايت ادا ساخت؛ همو كه پهلويش شكست و در خون نشست؛ محسنش سقط شد و بازويش شكست اما لحظه اي از ياوري ولي امر خويش از پاي ننشست؛ همو كه با فريادهاي جگر سوز خويش زيباترين شعار ولايت مداري را در گوش جان پيروان خويش طنين انداز ساخت.

يا ابالحسن روحي فداك و نفسي لنفسك الوقاء. ان كنت في خيركنت معك وان كنت في شركنت معك ؛

اي ولي امر من روحم به فداي روح تو وجانم سپر بلاي تو هماره همراه تو خواهم بود .چه در خير و نيكي به سر بري و چه در سختي و گرفتاري و بلا گرفتار شوي .

باري٬ پيشتازترين و خالص ترين و كاري ترين حمايت گر ولايت و امامت فاطمه بود و هموست كه بايستي مقتدا و اسوه ي ما در اين برهه از زمان واقع شود.

ادامه نوشته

همراه با فاطمه زهرا سلام الله علیها(پیام غدیر را برسانیم)

  همراه با فاطمه زهرا سلام الله علیها(پیام غدیر را برسانیم)

    

      موسسه جهانی سبطین عبیهم السلام

عيد غدير خم



«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».

خجسته باد پیوند «نبوت» و «امامت» در نقطه اوجى به نام غدیر خم که غدیر، گره محکمى است براى رشته دیانت.

غدیر خم، عید تکمیل رسالت مبارک باد!

پيامبر اکرم(ص):
[باید حاضرین به غائبین و پدران به فرزندان خویش تا روز قیامت(پیام غدیر) را برسانند.]

*الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علیه السلام

دکلمه بسیار زیبا عید غدیر خم

قیانوسی به وسعت ازل و ابد

یک روز دلم به جشن مولا علیه السلام می رفت
در عیدِ غدیرِ خُم به صحرا می رفت
هر کوه که در برابر می‏دیدم
چون دستِ علی علیه ‏السلام بود که بالا می رفت
غدیر ، برکه نیست ؛ دریایی است که از دلش ، اقیانوسی به وسعتِ ازل و ابد وَ به عمقِ تاریخِ درد ، سر برآورده است .
غدیر ، سر آغاز رسالتِ آسمانی تمام پیامبران خداست .
درختِ دین ، در غدیر است که سر به ملکوت می‏ ساید .
امامتِ دوازده خورشید ، در روشنِ چشم های غدیر ، طلوع کرده است .
اینک ، دستِ تمامتِ اسلام است که بالا می‏رود .
اینک ، دستِ نورانیِ قرآنِ ناطق است که تا عرش خدا اوج می‏ گیرد .
اینک ، زمین است که به آسمان می‏بالَد
اینک ، خورشید است که بر تابشِ خود بر علی علیه السلام ، به زمین فخر می کند .
و اینک این کلماتِ آسمانی، از ملکوتِ کلامِ پیامبر علیه السلام منتشر می‏ شود که :
? هر که را من مولا و سرپرستِ اویم، پس علی علیه السلام نیز مولا و سرپرست اوست ؛ خدایا ! دوست بدار هر که او را دست بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد ? .
علی علیه السلام ، آن نورِ اَزَلی است که پیش از آفرینشِ جهان، در ارگانِ هستی ، جاری بود .
علی علیه السلام ، آن هدایت ‏کننده بزرگِ بهشت است که اگر دست ‏های بیعت ، با او راستین بودند ، کام زمین ، در عطش عدالت نمی ‏سوخت .
اگر جهان ، قدر غدیر را می‏دانست ، اکنون آسمان‏ ها آرزو می کردند که ای کاش لحظه ‏ای به جای این کُره خاکی باشند !
هجدهم ذیحجه سالِ دهمِ هجری ، روزی‏ست که هستی ، تمامتِ خود را به غدیر بخشید .

این عید بزرگ بر شما مبارک باد .

" روزبه فروتن‏پی "http://ghaemrayaneh.parsiblog.com

تصاوير زيباي غدير

رخداد غدیر در ذى‏الحجه سال دهم هجرى، تنها یک حادثه تاریخى نیست؛
غدیر، تنها نام یک سرزمین نیست، یک تفکر است؛
نشانه‏اى است از تداوم خط نبوت؛
چشمه‏اى است که تا پایان هستى مى‏جوشد؛
غدیر، روز اکمال دین، اتمام نعمت و موجب خشنودى خداست؛
روز بزرگ، روز گشایش و روز تکامل است؛
غدیر، نه تاریخ است، نه جغرافیا و نه روایت، بلکه ولایت است؛
پیشوند غدیر، رسالت است و پسوند آن، ولایت و امامت.

ادامه نوشته

هديه حافظ به دوازدهمين وارث غدير امام عصر عج الله

ای پادشه خوبان ، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد ، وقت است که باز آیی

دایم گل این بستان شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را ، در وقت توانایی

دیشب گله ی زلفش با باد همی کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی

صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند
این است حریف ای دل ، تا باد نپیمایی

مشتاقی و رنجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد ، پایاب شکیبایی

یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود ، آن شاهد هر جایی

ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن ، تا باغ بیارایی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی
ای یاد توام مونس ، در گوشه ی تنهایی

در دایره ی قسمت ، ما نقطه ی تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی ، حکم آن چه تو فرمایی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفرست در این مذهب ، خودبینی و خودرایی

زین دایره ی مینا خونین جگرم ، می ده
تا حل کنم این مشکل ، در ساغر مینایی

حافظ شب هجران شد ، بوی خوش وصل آمد

شادیت مبارک باد ، ای عاشق شیدایی

«فاطمه‌زهرا(سلام الله عليها) براي همة اسلام حجت است»

اقتباسي از مطالب كتاب  بصيرت حضرت زهرا نوشته دكتراصغر صفار زاده توسط نگارنده

مانند حضرت زهرا(س) بايد سپر ولايت باشيم، مبادا دشمنان با توطئه‌هاي خود كاري كنند

كه نايب امام زمان(عج) تنها بماند

  ملت رشيد ايران ۳۲ سال با اقتدار از ولايت و انقلاب دفاع كرده و اميد است تا پايان ثابت قدم بماند

 . كسي كه بصيرت فاطمي داشته باشد
ٓ نسبت به ولايت هرگز كوتاه نخواهد آمد و همه بايد از ولايت و رهبري حمايت كنيم. گريه هاي فاطمه‌زهرا  بايد به گوش همه عالميان برسد، بايد مي‌آمدند، مي‌گفتند: اي فاطمه‌ يا روز گريه كن يا شب! بايد بشريت عمق فاجعه را بفهمد. اگر مقام فاطمه   مقام فناي في‌الله نبود اين جملة    رسول‌خدا  معني نداشت كه مي‌فرمايد: «اِنَّ اللهَ لَيَغْضِبُ لِغَضَبِ فاطِمَةَ، وَ يَرْضي/ حرف‌هاي عادي كه در مورد حضرت مي‌زنند، بالاتر است.

در شرايط حذف اهل‌‌البيت بود كه هركس و هرفرقه‌اي مي‌گفت: من درست مي‌گويم و دلم اين‌طور گواه مي‌‌دهد و خود را بر حق مي‌دانست، چرا كه بايد يك وجود مقدس معصوم در صحنه باشد تا اين‌ها عقايد و افكار و احوالاتشان را با او بسنجند، و چنين وجود مقدسي را خدا براي مردم در جامعه تعيين فرمود، ولي او را حذف نمودند، لذا هرج و مرج فكري و اخلاقي و عملي در همه‌جا پيدا شد.

حضرت فاطمه زهراس قبل از اين‌كه اختلافات و هرج و مرج‌‌ها به‌وجود آيد درست همان روزهاي اول خلافت ابابكر مي‌فرمايند: «اِطاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ وَ اِمامَتَنا اَماناً لِلْفُرْقَةِ‌» اي مردم اگر از ما اطاعت كنيد شيرازة دينتان ‌حفظ مي‌شود و تفرقه از بين مي‌رود. ما خانواده‌اي هستيم كه خداوند به ما يك لطفي كرده است براي شما. حال كه مشخص است اختلاف‌هايي كه پس از رحلت پيامبرخداص در جهان اسلام پيش‌آمد همه و همه ريشه در اين داشت كه كس ديگري غير از عليع خلافت بر مسلمين را تصاحب كرد، آيا مسلمانان براي نجات اسلام، راهي جز اين دارند كه به فرهنگ اهل‌البيت برگردند؟ امام خميني«رحمة‌الله‌عليه» در وصيت‌نامه‌شان مي‌فرمايند: «فاطمه‌زهرا(سلام الله عليها) براي همة اسلام حجت است». اهل سنت الان هم قبول‌دارند كه سند اين خطبه صحيح است وطبق روايت‌هاي خودشان هم قبول‌دارند كه پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌وآله) فرمودند: فاطمه پاره‌اي از من است، هركه او را آزار دهد، مرا آزار داده است.  فرمودند: رضايت فاطمه رضايت من است. و توصيه‌كردند بايد رضايت فاطمهس را به‌دست آوريد و فرمودند: فاطمه‌زهرا    حوريّة انسيّه ست يعني فرشته‌اي است به‌صورت بشر، و براي شما حجت است. پس با طرح دقيق و عميق اين خطبه مي‌‌توانيم جهان اسلام را نجات دهيم.

بعضي از جنگ‌هاي زمان ابابكر با كساني بود كه نمي‌‌خواستند زكات را به غير از اهل‌البيت بدهند. با رحلت پيامبراكرمص عده‌اي گفتند: اسلام هم رفت پس ما زكات نمي‌دهيم. عده‌اي هم گفتند: ما زكات را بايد به اهل‌البيت و جانشينان واقعي پيامبر بدهيم نه به ابابكر. حالا ابابكر با هر دو گروه به اسم خروج از دين جنگيد، گروه دوم را هم به اسم اين‌كه از دين خارج شده‌اند كشتند. اين اختلاف‌‌ها عملاً جامعة اسلامي را تكه‌تكه كرد و سرخوردگي به‌وجود آورد و آن اميدواري اوليه‌اي كه امكان داشت با بودن حكيماني مثل سلمان و اباذر و مقداد در كنار اهل‌البيت، يك اسلام پسنديدني را در جهان گسترش دهد از بين رفت.

فاطمه  (سلام الله عليها) ماوراء تاريخ

اين جملات حضرت را بايد در گسترة تاريخ نگاه كرد و احتياج به شرح و بسط طولاني دارد. من و شما بايد خطبة حضرت‌زهرا  را به عنوان يك كتاب درسي برداريم و چندين بار بخوانيم و بعد از آن با يك روش عميق و دقيق بررسي كنيم تا بتوانيم تفسير و تحليل زندگي امروزمان را از طريق اين خطبه به دست آوريم. براي اين‌كه تحليل صحيحي از زمانه خود پيدا كنيم بايد با عقل فاطمه‌‌زهراس زندگي كنيم. شما در دقت آن حضرت عنايت داشته باشيد كه اين چه بينشي است كه در جريان حاكميت خليفة اول انحراف كلي اسلام را مي‌‌بيند در حالي كه خليفة اول، صحابي پيامبرص و يار غار آن حضرت است. در ادامة خطبه خواهيد ديد كه حضرت مي‌فرمايند: با انحراف از حاكميت امام‌ معصوم، همة كفر بر سرِكار آمده است. اين چه بصيرت و چه جرأتي است كه مي‌‌‌فهمد آن چه بر سركار آمده‌،كفر و شرك است، و از آن‌جايي كه اسلام مكتب نفي هرگونه شيطنتي است - اعم از كفر و نفاق - اين جريان را نفي و رسوا مي‌كند و با اين سخن نه تنها به مسلمانان واقعي نويد انهدام اين جريان را در آيندة تاريخ مي‌دهد، بلكه ما را به نزديكي بيشتر به اسلام واقعي دعوت مي‌كند تا ما هم بتوانيم در ادامة انقلاب اسلامي جريان كفر و نفاق را بشناسيم و در هم بكوبيم.

شما اين را بدانيد كه به فاطمه‌‌زهراس نزديك نمي‌شويد مگر اين‌كه به عقيدة حضرت نزديك شويد. يعني فاطمه‌زهراس يك قلب است كه اين قلب، هم فكر دارد، و هم شوق و شور عبادي و هم شعور سياسي و هركس به اندازه‌اي كه به اين عقيده و شوق و شور و شعور نزديك شود، به حضرت نزديك شده است و ماوراءِ تاريخ زمان خود، جايگاه حوادث را مي‌شناسد. به همين دليل تأكيد مي‌كنيم كه بايد فرصت مناسبي را براي فهم خطبه و تحليل جملات حضرت بگذاريد تا آرام‌آرام با تدبّر و تعمّق روي خطبه،‌‌ زوايايي از آن روشن شود. بايد فهميد جايگاه فرهنگي شرك و نفاق در فرهنگ بشري پس از ظهور اسلام كجاست و چگونه مي‌توان با آن روبه‌رو شد، اين‌ها را فاطمه‌زهراس به ما مي‌آموزد. شما مطمئن باشيد بنده خيلي راحت‌تر هستم كه چند تحليل سياسي از فرمايشات حضرت بكنم و شما نيز خوشتان بيايد؛ ولي در نهايت بر بينش و بصيرت شما افزوده نمي‌شود، بلكه فقط يك خاطره برايتان مي‌‌ماند. پس بايد نوع نگاه و برخورد ما با اين خطبه به عنوان يك مرجع تفكرِ هميشگي مدّ نظر باشد كه دائم به آن رجوع كنيم و از آن در انديشة سياسي و تاريخي خود تفكر و هدايت بگيريم.

حضرت مي‌فرمايند: وجود دين اسلام باعث شد كه گروه‌‌ها و باندهاي نفاق و كفر از هم بپاشد. به عنوان مثال همين حالا در جامعه ببينيد هر قدر نور توحيدي اسلام ضعيف شود، باندها و گروه‌‌‌‌‌‌هاي كفر و نفاق و ستم بيشتر مي‌شود. اين قاعدة هميشگي تاريخ است. اخيراً سوابق يكي از گروه‌‌‌هاي سياسي را مرور مي‌‌‌كردم ديدم اين‌‌ها يك زماني نور امام خميني«رحمة‌الله‌عليه» را پذيرفته بودند و جهت صحيحي داشتند ولي هرچه از نور و خط امام«رحمة‌الله‌عليه» فاصله ‌‌‌‌‌‌گرفتند حرف‌‌‌هايي زدند كه آدم خجالت مي‌‌كشد بگويد كه اين حرف‌‌‌ها، حرف‌‌هاي يك انسان مسلمان است. شايد فكر مي‌كردند با فاصله‌گرفتن از امام و اسلام ناب مي‌توانند براي خودشان يك قدرت و پايگاهي پيدا كنند، ولي نفهميدند كه اسلام، نفاق و كفر آن‌ها را بر ملا مي‌كند و خيلي زود ناكام مي‌شوند. قاعدة همة اين حادثه‌ها در سخنان حضرت‌زهراس هست.

اين‌همه طاقت

بنده گاهي فكر مي‌كنم اگر ماآنچه را حضرت‌فاطمه سدر جريان انحراف اسلام فهميد، مي‌فهميديم، آيا يك‌ساعت طاقتِ ماندن داشتيم؟ بعد مي‌گويم چقدر طاقت فاطمه س زياد بود كه توانست اين‌همه عمر كند. تو به من نگو فاطمهس خيلي زود بعد از رحلت رسول‌خداص رحلت فرمود، به من بگو ديدن اين همه انحراف و يك روز طاقت ماندن‌داشتن، طاقت بزرگي نيست؟ حضرت‌عليعكه در اين صحنه مسئوليتي نمي‌توانست داشته باشد، چرا كه اگر سخني به اعتراض مي‌گشود، متهم مي‌شد كه نسبت به حكومت حريص است. ولي فاطمه‌زهراسكه در چنين مشكلي نبود، چه كند؟ اگر خدا شعور فهم اين انحراف بزرگ را به او نداده بود كه در فشاري چنين بزرگ قرار نمي‌گرفت و حال كه چنين شعوري را دارد و در پيرو آن مسئوليتي بزرگ به دنبالش هست، راستي پس از انجام آن مسئوليت خطير و آن اعتراض جانانه، آيا ديگر طاقت ماندن در اين دنيا براي او مانده بود؟ سلام بر تو اي فاطمه كه نسبت به آن مأموريتِ بزرگِ خود چقدر صبورانه عمل كردي:

«وَ كُنْتِ لِمَا امْتَحَنَكِ بِهِ صابِراً»

خدايادر حمايت از ولايت بصيرتي فاطمي به ما عنايت فرما

«والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته»

 

 

گويا ترين پيام ولايت، بصيرت است!

 

   گويا ترين پيام ولايت، بصيرت است

مولا براي از تو سرودن غزل کم است
تلميح و استعاره ، مجاز و بدل کم است

قرآن ناب لايق وصف مقام توست
شعر و حديث و قصه و ضرب المثل کم است

آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است
شيريني شکر که چه گويم، عسل کم است

بايد براي مدح تو از صبح بدر گفت
هيجاي نهروان و شکوه جمل کم است

اي دست اقتدار خدا، فارس العرب
اصلا براي شان تو تعبير «يل» کم است

هر قدر هم که دم بزنم اي امير عشق
از شوکت و جلالت تو، ما حَصَل کم است

شهره شده ميان عرب تک سواري ات

آوازه هاي صاعقه‌ي ذوالفقاري ات

* http://hma.blogfa.com منبع وبلاگ اشعار مذهبي

ادامه نوشته

قیام فاطمی

 

از دو جنبه می توان به بررسی شخصیت حضرت زهرا (س) پرداخت ، یکی مقام معنوی حضرت زهرا(س) و یکی هم نقش تاریخی ایشان . در این مقاله سعی داریم تا به نقش تاریخی وتاثیری که در مسیر تاریخ داشتند بپردازیم. در ابتدا مقدمه ای را ذکر می کنیم تا اهمیت وجایگاه ایشان بیش از پیش روشن شود.

همان طور که می دانید اهمیت همۀ زمان ها یکسان نیست بلکه بعضی از زمان ها حساس ترند یعنی در بعضی از زمان ها حوادث مهم که در تاریخ، تاثیر گذارند اتفاق می افتند. یکی از این زمان های حساس که یهودیان نیز سالها انتظارش را می کشیدند ظهور پیامبر آخرالزمان بود ، به قدری این واقعه در نظر یهودیان مهم بود که آنها از 300 سال پیش از بعثت نبی مکرم به حجاز نقل مکان کردند.

این دوره از تاریخ به قدری حساس بود که سرنوشت بشریت در گروی آن بود، 

http://farhangalavi-2.blogfa.comمنبع وبلاگفرهنگ علوی

                                                                        فرهنگ علوي تولیدملی،حمایت از کار و سرمایه ایرانی
ادامه نوشته

زهرا (س)   ، فدائی علی بود ، او رفت تا علی(ع) بماند.

زهرا (س) آن آموزگار شهادت به ما آموخت که حیات و ممات ما باید محمدی باشد با پهلوی شکسته و صورت نیلی شده اش به ما آموخت که چگونه از امامت و ولایت دفاع کنیم . 

 

 

 

 

ادامه نوشته

علی معنای عشق آفرینش

علی  آن    شیر   میدان   شجاعت                 علی آن  مظهر  زهد  و  عدالت

همان   سرچشمه   علم  و  فضایل                به آن زیبا ترین شکل و  شمایل

علی    دریای   علم     بیکران ها                 که  بود  آگه   به  راه  آسمانها

شب  و  تنها  و   نخلستا ن  کوفه                  ز  نامردی   آن   مردان   کوفه

دلش  غمگین ز  رنج   روزگاران                 ز  سستی  و  ز  بد عهدی یاران

ز  تنهایی چو سر در چاه می کرد                   ز غم ها  شکوه ها و آه می کرد

چه  می گفتا  به  شب  اندر نهانی                  به  چاه  از   ناله های  آسمانی

دعا می خواند و آنجا داد  می زد                   ز درد و رنج و غم فریاد می زد

به   یاد  اشک آن  زهرای   اطهر                 ز فقدان و  ز  دوری پیمبر(ص)

به   یاد    فاطمه    قلبش   گرفته                  ز ناچاری غمش  در  دل نهفته

همان  ام الحسن  ،  ام  الحسینـش                گل   یاسش   و   ام الزینبـینـش

به یاد  محسن  آن   طفل  شهیدش                 که  لعنت باد   بر  قاتل  عنیدش

نماند  از   بهر  او   یاران   چندی                 بجز   قدر   کم  و  تعداد   اندی

سه تا ماندند زاصحاب پیمبر(ص)                  فقط   مقداد  و  سلمان و ابوذر

به  یاد   مالک   اشتر  که  مردی                  چو  او  هرگز  نبود اندر نبردی

علی   زیبا ترین   نام   دو   عالم                   علی   اولی ترین    اولاد    آدم

علی   آن   اولین   مرد   مسلمان                 که در جانش نشسته  نور ایمان

به سیزده سالگی بهر پیمبر(ص)                   ولی گشت و وصی گشت وبرادر

علی   آن   وارث   علم      نبوت                  علی  آن   صاحب   حق  امامت

علی    معنای     عشق    آفرینش                 چراغ   روشن   تقوا  و   بینش

دلش  غمگین ز  رنج   روزگاران                 ز  سستی  و  ز  بد عهدی یاران

ز  تنهایی چو سر در چاه می کرد                   ز غم ها  شکوه ها و آه می کرد

چه  می گفتا  به  شب  اندر نهانی                  به  چاه  از   ناله های  آسمانی

دعا می خواند و آنجا داد  می زد                   ز درد و رنج و غم فریاد می زد

به   یاد  اشک آن  زهرای   اطهر                 ز فقدان و  ز  دوری پیمبر(ص)

به   یاد    فاطمه    قلبش   گرفته                  ز ناچاری غمش  در  دل نهفته

همان  ام الحسن  ،  ام  الحسینـش                گل   یاسش   و   ام الزینبـینـش

به یاد  محسن  آن   طفل  شهیدش                 که  لعنت باد   بر  قاتل  عنیدش

نماند  از   بهر  او   یاران   چندی                 بجز   قدر   کم  و  تعداد   اندی

سه تا ماندند زاصحاب پیمبر(ص)                  فقط   مقداد  و  سلمان و ابوذر

به  یاد   مالک   اشتر  که  مردی                  چو  او  هرگز  نبود اندر نبردی

علی   زیبا ترین   نام   دو   عالم                   علی   اولی ترین    اولاد    آدم

علی   آن   اولین   مرد   مسلمان                 که در جانش نشسته  نور ایمان

به سیزده سالگی بهر پیمبر(ص)                   ولی گشت و وصی گشت وبرادر

علی   آن   وارث   علم      نبوت                  علی  آن   صاحب   حق  امامت

علی    معنای     عشق    آفرینش                 چراغ   روشن   تقوا  و   بینش

چرا می رفت   نخلستان      کوفه                  ز  نامردی   آن   مردان   کوفه

به نخلستان  دور  کوفه  می رفت                  ز  جور  مردمان کوفه می رفت

به  شب   آن   ناله های  آسمانی                  به اشک  و  ناله های  آنچنانی

غمش  پنهانی اندر   چاه می گفت                  اگر شادی  بدی  با ماه می گفت !

به  هر جنگی  که با کفار می شد                   چو شیران حیدر   کرار می شد

ز تنهایی چون سرمی کرد در چاه                  ز  غم های  دل و از غصه و آه

اگر  چه  در زمین   تنها ..... بود                   به  راه   آسمان ها   آشنا   بود

به  یاد  رنج  زهرا گریه  می کرد                  ز فقدان   پیمبر  مویه  می کرد

---------------------------------------------------------------------------

حميد رضا فاطمي – 
ادامه نوشته

غدير-شناسى-پاسخ-به-72-سئوال

 

http://tazohor.com/غدير-شناسى-پاسخ-به-72-سئوال- 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

72-سئوال- 

سئوال ۱: غدیر چه معنایى دارد؟
پاسخ : رود کوچکى که مقدار کمى آب همواره در آن جارى باشد.
چون در صحراى نزدیک ((جحفه )) رود کوچکى وجود داشت آن را به صحراى غدیر نام نهادند.

  • سئوال ۲: چرا حادثه عظیم بیعت مردم با امام على (ع ) با نام غدیر معروف شد؟
    پاسخ : بیابان غدیر خم پس از سرزمین ((جحفه )) در ۳ میلى (۱)
    ر مکه قرار دارد، و در آنجا رود همیشه جارى وجود داشت ، چون براى اعلام ولایت امام على (ع ) و بیعت  

هزار حاجى از زن و مرد، دو روز در آنجا توقف کردند، و در آن هواى گرم و کمبود آب ، از آن رود کوچک استفاده مى شد، آن حادثه بزرگ به نام ((غدیر)) معروف شد. از آن پس در نوشته ها و گفته ها و شعرهاى گوناگون ، روز بیعت عمومى مردم با حضرت امیرالمؤ منین (ع ) با نام غدیر مطرح گردید.

سئوال ۳: آیا با نامهاى دیگرى نیز آمده است ؟
پاسخ : نام معروف حادثه عظیم بیعت عمومى مردم با امام على (ع ) همان غدیر است اما با نامهاى دیگرى نیز مطرح شده است مانند:
یوم الو لایه (روز اعلام ولایت )
یوم البیعه (روز بیعت )
یوم الدوح (روز بزرگ ، که حادثه بزرگى در آن رخ داد، یا روزى که مردم در کنار درختان تنومند صحراى غدیر، از سایه هاى آن استفاده مى کردند و سایبان براى خود درست نمودند.)(۲)

سئوال ۴: حادثه عظیم در چه روزى تحقق یافت ؟
پاسخ : روز پنجشنبه ، سال دهم هجرت ، هیجدهم ذى الحجه ، درست هشت روز پس از عید قربان ، در صحراى غدیر خم فرمان بیعت عمومى مردم با حضرت امیرالمؤ منین (ع ) از طرف خدا و فرشته وحى صادر شد که : یا ایهاالرسول بلغ ماانزل الیک .(۳)
(اى پیامبر آنچه نسبت به ولایت على (ع ) به تو ابلاغ کرده ایم براى مردم بازگو)

سئوال ۵: پس از کدام مراسم مهمى غدیر شکل گرفت ؟
پاسخ : پس از مراسم حج واجب ، که مسلمانان بلاد اسلامى چون شنیدند، رسول خدا(ص ) در این مراسم شرکت دارد، به گونه اى گسترده شرکت کردند، و چون آخرین حج رسول خدا(ص ) و در روزهاى آخر عمر آن حضرت بود آن را ((حجه الوداع )) نامیدند.
شیخ کلینى روایت کرده است که حضرت رسول خدا(ص ) بعد از هجرت ده سال در مدینه ماند و حج بجا نیاورد تا آنکه در سال دهم خداوند عالمیان این آیه را فرستاد که :
و اذن فى الناس بالحج یا توک رجالا و على کل ضامر یاتین من کل فج عمیق لیشهدوا منافع لهم .(۴)
(اى رسول خدا! در میان مردم براى سفر حج ندا در ده و همه را به مراسم حج فراخوان تا مردم پیاده و سواره و از راه دور بسوى تو آیند) پس امر کرد رسول خدا(ص ) مؤ ذنان را که با آواز بلند به مردم اطلاع دهند که رسول خدا(ص ) در این سال به حج مى رود
ادامه نوشته

درايت فاطمي(س)؛ دريچه اي جديد در فهم مسايل اجتماعي

درايت فاطمي(س)؛ دريچه اي جديد در فهم مسايل اجتماعي

درايت فاطمي(س)؛ دريچه اي جديد در فهم مسايل اجتماعي
درايت فاطمي(س)؛ دريچه اي جديد در فهم مسايل اجتماعي
نويسنده:زهرا دلپذير
منبع:روزنامه قدس
در نظام خلقت، زن و مرد به عنوان دو ركن اساسي اجتماع بشري و به دليل خلقت خاص و تأثيرپذيري از محيط اطراف زندگي خود، در تمام مراحل زندگي نيازمند الگوهاي رفتاري هستند. در واقع، الگوپذيري و نياز به الگوهاي عملي در زندگي، از امتيازهاي انسان نسبت به ساير مخلوقات است و تصويري كه انسان در ذهن خويش از زندگي و انديشه برتر به دست مي آورد، او را به پيروي از نوعي زندگي و تفكر خاص دعوت مي كند. بنابراين، وقتي الگوهاي رفتاري مناسب و پسنديده اي در جامعه بشري وجود داشته باشد، آثار مثبتي در روند تكامل زندگي انسان و جامعه پديدار خواهد شد. از اين نظر، شخصيت والا و ابعاد وجودي حضرت زهرا(س) به ويژه سيره تربيتي ايشان مي تواند الگويي كامل و جامع براي همه انسانها بويژه زنان و دختران جامعه امروز باشد.
در اين گزارش، براي بررسي ابعاد تربيتي شخصيت حضرت فاطمه زهرا(س) با كارشناسان به گفتگو نشستيم كه در ادامه مي خوانيد...

برخورد حضرت فاطمه(س) با مسايل منطقي و انديشمندانه بود

مكتب تربيتي حضرت فاطمه(س) مملو از آموزه ها و درسهاي انسان ساز است؛ درس اخلاق، درس ايمان و تقوا، درس مبارزه با ظلم، درس دينداري و دين خواهي و درس حركت آفريني.
دكتر صادق آيينه وند، عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس تهران، با بيان اينكه همان طور كه سيره پيامبراكرم(ص) براي ما به عنوان الگو و اسوه مطرح است، شخصيت و سيره فاطمه(س) نيز در تمام ابعاد سياسي، فكري و اخلاقي اش بايد براي ما الگو باشد، مي گويد: يكي از ابعاد مهم سيره آن بزرگوار، سيره سياسي ايشان است كه البته بهتر است آن را سيره سياسي اخلاقي بناميم، به عبارت ديگر، حضرت در اعتراض نسبت به نوع نگاه و انتخاب جامعه (در مسأله خلافت) به مردم گوشزد كردند كه اگر شكاف و انحرافي كه در جامعه به وجود آمده جبران نشود، عواقبش دامنگير اسلام و مسلمين خواهد شد. يعني حضرت زهرا(س) معتقد بودند كه اگر جامعه اسلامي اين مسؤوليت را از روي دوش خود بردارد، فقط مرتكب خطاي سياسي و اجتماعي نشده، بلكه به خاطر انجام اين حركت نامعقول نسلهاي بعدي نيز گرفتار خواهند شد. در واقع، آن بزرگوار به امت اسلامي آموختند كه سلامت جامعه بايد برايشان بيش از مسايل شخصي اهميت داشته باشد.
وي ادامه مي دهد: اگر حضرت زهرا(س) چنين بحثي را مطرح نمي كردند، ديگران به هيچ وجه جرأت و جسارت پرداختن به اين قضيه را پس از رسول ا...(ص) نداشتند. بنابراين، وقتي فاطمه زهرا(س) اين دريچه جديد را براي فهم مسايل اجتماع گشودند، اصحاب پيامبر(ص) مانند عمار ياسر و ابوذر غفاري و همسر ايشان ام سلمه نيز به تأسي از دختر رسول خدا(ص) به حمايت از علي(ع) برخاستند. پس حضرت زهرا(س) كانون هدايت و روشنگري نسلهاي بعد شدند و اگر عمر گرانبارشان دوام بيشتري مي يافت، شايد نمي توانستند حق اميرالمؤمنين(ع) را ناديده بگيرند، زيرا خشم و رضايت آن بزرگوار به عنوان تنها يادگار پيامبر(ص) مورد توجه جامعه بود.
دكتر آيينه وند اضافه مي كند: با وجود اين، هيچ گاه آن حضرت از ميراث دختر پيامبر بودن خود استفاده نكردند و هميشه مي فرمودند: من فاطمه هستم كه دارم سخن مي گويم، زيرا پيامبر(ص) به ايشان سفارش كرده بودند: تو فقط از طريق اعمال و كردارت مي تواني خود را در جامعه نشان دهي؛ يعني نسبت داشتن با من نبايد هيچ نقشي در زندگي و پيشبرد امورت داشته باشد و آن حضرت نيز ثابت كردند كه ابعاد شخصيت علمي و ديني ايشان جدا از دختر پيامبر بودنشان است. كه اين مسأله، درسي براي جامعه آن روز بويژه فرزندان خلفا بود.
دكتر ستار عودي، عضو هيأت علمي و مسؤول گروه تاريخ تشيع دانشگاه امام صادق(ع) و عضو هيأت علمي و پژوهشي بنياد دايرةالمعارف اسلام نيز در همين زمينه اظهار مي دارد: حضرت زهرا(س) پس از ماجراي سقيفه با درايت خاصي وارد عمل شدند، به طوري كه آن بزرگوار به خانه هاي تك تك مهاجران و انصار كه در واقعه غدير حضور داشتند، مراجعه كرده و ولايت اميرالمؤمنين(ع) را به آنها يادآوري نمودند و با اين اقدام خود وظيفه خود را به عنوان يك فرد آگاه و ديندار نسبت به جامعه به جا آوردند. در واقع آن حضرت از اصلي كه خدا و پيامبرش به آن اصرار كرده اند (ولايت) دفاع نمودند و نوع برخورد ايشان كاملاً منطقي، هوشمندانه و آموزنده بود، البته اين اقدام حضرت زهرا(س) به خاطر اين بود كه اميرالمؤمنين(ع) همسر ايشان بودند، بلكه چه بسا اگر رسول خدا(ص) فرد ديگري را به عنوان جانشين تعيين مي نمودند آن حضرت نقش سازنده خود را در جامعه ايفا مي كردند.

كلاس عالي تربيت

خانه حضرت زهرا(س) كلاس عالي تربيت است. كلاسي پر از شور و اخلاص، جو آن سراسر ايمان، پايه هاي آن حركت و فضيلت و مقصد آن شهادت آفريني است.
خانه او جايگاه زهد است، به گونه اي كه دنيا آنها را نفريبد و مالك وجودشان نگردد. در اين خانه، آنچه مهم است و مي ارزد، رضاي خداست و همه افرادي كه در اين خانه اند بر اين اساس و در مسير اين هدف زندگي مي كنند. روح مادرانه فاطمه(س) و عطوفت غم خوارانه اش، سبب پيروزي فرزندان است. فاطمه(س) از اين جهت مصداق اين سخن پيامبراسلام(ص) است كه: "بهترين شما كساني هستند كه نسبت به همسرشان لطيف تر و مهربان تر و نسبت به فرزندانشان رحيم تر باشند".
دكتر عودي با اشاره به اينكه حضرت زهرا(س) در محل نزول وحي و ايستگاه نخست آموزش اسلامي رشد كرد و همسرش شخص دوم اسلام و صاحب ولايت امر است، مي گويد: با توجه به اين مسأله، عجيب نيست كه ايشان در طول عمر بسيار كوتاه خويش، فرزنداني را به بهترين شكل تربيت نمودند.
وي مي افزايد: حضرت زهرا(س) تربيت را امري تحول برانگيز، سازنده و نجات بخش مي داند و معتقد است كه رمز پيشرفت و انحطاط فرد و جامعه به نوع تربيت بستگي دارد و به همين جهت خود را وقف زندگي فرزندان و تربيت آنها مي كند. ايشان سعي دارد اخلاق اسلامي را به شيوه عملي به فرزندانش بياموزد؛ اخلاقي كه مملو از جرأت، شجاعت، گذشت، ايثار و سخنوري است. در واقع، موفقيت حضرت فاطمه(س) در مسير مادري بايد سرمشقي براي زنان جهان باشد و اين مسأله مرهون ديدگاهي است كه اين بانوي گرامي اسلام با استفاده از انديشه اسلامي براي خويش اتخاذ كرده است.
دكتر مريم حاج عبدالباقي، استاد دانشگاه نيز در مورد شيوه هاي حضرت زهرا(س) در تربيت فرزندانش اظهار مي دارد: حضرت زهرا(س) به فرزندانش درس شجاعت، دفاع از حق پرستش خدا مي داد و چهار نكته حساس را به آنان القا مي نمود: مانند پدرت شجاع و خداترس باش، خدا را پرستش كن، با افراد كينه توز دوستي نكن، از حق دفاع كن.
از سوي ديگر، ايشان علاوه بر اينكه فرزندانش را به رقابت سالم تشويق مي كند، از داوري مستقيم پرهيز مي نمايند تا مبادا يكي از آنها نسبت به ديگري احساس حسادت كند.
حضرت فاطمه(س) از نظر اخلاقي براي عموم جامعه نيز درسهاي بسيار آموزنده اي را مطرح مي كنند، ايشان در حديثي فرموده اند: بهترين شما كسي است كه بيش از همه شانه هايش را نرم در اختيار مردم قرار دهد (يعني خدمتگزار مردم باشد) و به زنان احترام بگذارد و شخصيت آنها را حفظ كند.
دكتر آيينه وند نيز در اين زمينه اظهار مي دارد: حضرت زهرا(س) به دليل تربيت در كانون وحي، الگوگيري از پدر و مادري بزرگوار و همچنين برخورداري از عصمت، فرزنداني مانند حضرت زينب(س) و امام حسين(ع) را تربيت كرد كه به عنوان الگو و اسوه در جامعه مطرح هستند.
وي مي افزايد: اين الگوها به عنوان نسل هاشمي، علوي و فاطمي به نسلهاي بعدي منتقل شد و حركتي را به عنوان فاطمة الزهرا و الفاطميون به وجود آورد. در واقع، فاطميون به عنوان يك واحد اجتماعي ارزشمند و يك طبقه متفكر و مصلح براي كساني كه خواهان پناهندگي مستحكم براي مبارزه با انحرافها بودند مطرح شد؛ يعني سيره فاطمي مورد استفاده آنها قرار گرفت و دليل اصلي اين مسأله تأثيرگذاري فرزندان زهرا(س) بود.

ادامه نوشته

مفاخره‏ای بین حضرت فاطمه زهرا (س) با حضرت امیرالمومئین علی‏ بن ابیطالب (ع

مفاخره ی بی نظیر

اين مطلب از وبلاگ    دختر ایرانی ، اصالت اسلامیhttp://dokhtareiraani.blogfa.com/#

انتخاب شده است
 

مفاخره‏ای بین حضرت فاطمه زهرا (س) با حضرت امیرالمومئین علی‏ بن ابیطالب (ع) در 


حضور پیمبر (ص) رخ داده که از نظر ادب و شهامت و حاضر جوابی و فضیلت و منقبت 


بسیار حائز اهمیت است و چون الفاظ فارسی قادر نیست دقایق و لطایف الفاظ شیرین 


عربی را (آن هم از زبان دو معصوم که با شیواترین بیان سخن گفته‏ اند) در خود بگنجاند 


و ترجمه از لطافتش می‏ کاهد عیناً این مفاخره به زبان اصلی خود نقل و سپس 


ترجمه‏ اش را برای سایر علاقمندان در کنار هر سطر می‏نگاریم: گویا این زن و شوهر 


در منزل با هم صحبت کرده و سخن را به اینجا کشانده بودند که علی‏ علیه‏ السلام 


به فاطمه (س) فرموده بود: یا فاطمة ان النبی یحبنی اکثر منک. 


پیغمبر خدا مرا از تو بیشتر دوست دارد. و در پاسخ حضرت زهرا عرض می‏کند: 


واعجبا یحبک اکثر منی؟


 و انا ثمرة فواده و عضو من اعضائه ولیس له ولد غیری. جای تعجب است تو را از من 


بیشتر دوست دارد؟ و حال آن که من میوه دلش و پاره ‏ای از اندامش هستم و به علاوه 


من یگانه دختر باقیمانده او هستم چطور ممکن است تو را از من بیشتر دوست بدارد. ...

ادامه نوشته

اشعار غدير

www.roshd.i //منبع اشعار و احاديث غدير

عباس براتی‌پور


تا شد به روي دست نبي (ص) مرتضي (ع) بلند
شد رايت جلال خدا برملا بلند
بشنيد چون كه نغمه «يا ايهاالرسول»
گرديد منبري همه از پشته‌ها بلند
مرآت پاك لم‌يزلي، آيت جلي
شد بر سرير دست حبيب خدا بلند
آيين پاك ختم رسل ناتمام بود
گر بر نمي‌شد آن مه برج ولا بلند
هنگامه شد به كوري چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوي بلند
خورشيد دين، سپهر يقين، ختم مرسلين
شد زين سبب ميان همه انبيا بلند
تا شد به عرش دست نبي ماه عارضش
شد اين ندا ز بارگه كبريا بلند
تكميل شد شريعت پاك محمدي
چونان كه گشت دين خدا را لوا بلند
اي مظهر صفات خداوند لايزال
وي از تو آسمان ولايت به پا بلند
هرجا كه بود پيكر هر ناتوان به خاك
هر جا كه بود ناله هر بي‌نوا بلند
هر جا كه بود طفل يتيمي سرشك‌بار
هرجا كه بود شعله شور و نوا بلند
از بهر دستگيري آنان سپندوار
يك‌باره مي‌شد يد مشكل‌گشا بلند
تا خانه‌زاد خود كُنَدَت كردگار پاك
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند
آهنگ «تفلحوا» چو شنيدي ز كوي دوست
و آواز خوش چو شد ز حريم حرا بلند
يك‌باره دست بيعت خود را از روي شوق
كردي به سوي شمس رُسل، مصطفي بلند
مدحت‌گر تو ذات جلالت مأب حق
مدح تو كرده با سخن «هل اتي» بلند
پا بر حريم خانه چون بگذاري از شرف
فرياد شوق مي‌شود از بوريا بلند
با ذوالفقار تو همه جا آشكار بود
دست بلند شير خدا، «لافتي» بلند
ما ريزه‌خوار خوان ولاي توايم و بس
از لطف توست اين كه بُوَد بخت ما بلند
خمّ غدير بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن دُر يكدانه را بلند
در پهن دشت ظلمت كفر و نفاق و كين
همواره بود آيت شمس الضّحي بلند
باب المراد اهل جهاني و مي‌كنند
بر آستان قدس تو دست دعا بلند
اي نفس قدرت ازلي، - يا علي - نماي
نخل شكوه نهضت «روح خدا» بلند
ما پيروان مكتب سرخ ولايتيم
گر مي‌زنيم گام سوي كربلا بلند
عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان
تيغي كه گشت بر سر آن مقتدا بلند
تا مست جام توست «براتي» به روزگار

سر مي‌كند به عشق تو روز جزا بلند

ادامه نوشته

غدیر از نگاه حضرت فاطمه زهرا (س)

سفارش موکد پیامبر(ص) درباره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است که حضرت نگران آشوبى بود که امت اسلامى بعد از وى با آن روبه‌رو می شود.  


 اساس مذهب تشیع بر دو حدیث پایه‌گذارى شده است: یکى حدیث ثقلین، که پیامبراکرم(ص) در کمتر از نود روز در چهار مکان آن را به مردم گوشزد کرد؛ دیگرى حدیث غدیر. مى‏توان گفت حدیث دوم مکمل حدیث اول است.
سفارش بیش از حد پیامبر(ص) درباره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است که حضرت نگران آشوبى بود که امت اسلامى بعد از وى با آن روبه‌رو مى‏شود.
اهمیت دادن به غدیر، اهمیت دادن به رسالت پیامبرگرامى اسلام(ص) است، بر همین اساس همه ائمه معصومین درباره این روز اظهار نظر کرده‌اند.
در کتاب "اثبات الهداة" (ج 2، ص 112) و همچنین کتاب "احقاق الحق" (ج 16، ص .282 ) روایتی آمده است که از فاطمه زهرا پرسیدند: آیا پیامبر(ص) پیش از رحلتش در باره امامت امیرمومنان چیزى فرمود؟ آن حضرت جواب داد: «و اعجباانسیتم یوم غدیرخم؟» یعنی شگفتا! آیا روز غدیرخم را فراموش کردید؟!
همچنین در "امالی" شیخ صدوق آمده است که: فاطمه بنت الرضا از فاطمه بنت الکاظم(ع) و او از فاطمه بنت الصادق(ع) چنین نقل کرد: ام کلثوم، دختر فاطمه زهرا(س) نقل کرد که پیامبر در روز غدیر فرمود: «من کنت مولاه فعلى مولاه»
برگرفته از مجله کوثر شماره 25 

امام مهدی (عج) در غدیر


نوشته شده توسط محمد باقر انصاریان  

امام مهدی (عج) در غدیر

در خطبه غدیر (سخنرانی پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم در معرفی امام علی علیه السلام) به حضرت بقیه الله الاعظم، توجه خاصی شده است.

خبر دادن از مهدی موعود برای آن مردمی كه قبول ولایت امیر المؤمنین علیه السلام برایشان سنگین بود، بیانگر آینده نگری اسلام و برنامه بلندمدت دین الهی برای مسلمین است. اگرچه برخی با آنکه آن روز با علی بن ابی طالب علیه السلام بیعت کردند؛ پیمان شکسنتد. ولی حقایق در طول زمان برای نسل‌ها روشن گشت، و از‌ آنجا كه كارها به دست خداوند است، روزی امر اهل بیت علیهم السلام ظاهر خواهد شد. آن روز، جهان به دست جانشینان واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سپرده می‌شود و انتقام آنچه در طول قرنها بر ایشان رفته است، گرفته خواهد شد.

لازم به ذكر است كه اعلام این مطالب در غدیر، یك پیشگویی و اخبار از غیب نیز به شمار می‌آید.

در خطبه غدیر، 25 جمله درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  آمده است كه آنها را تحت 6 عنوان می‌توان خلاصه كرد:

الف: بشارت به آمدن او: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره می‌فرماید: «او كسی است كه همه پیشینیان به آمدن او بشارت داده‌اند.»(خطبه غدیر؛ احتجاج طبرسی، ج1، ص66.)

ب: خاتمیت او: یعنی امامت در امامان تعیین شده، اتصال دارد و منقطع نمی­گردد تا زمانی که به دست خاتم و آخرین آنان كه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  است، برسد.

ج: مقام و منزلت او: در این باره دو جهت ذكر شده است:

1. فضائل و مناقب او:

- او «انتخاب شده خداوند» و «هدایت یافته» و «كمك شده» است.

- نور از جانب خداوند در او قرار داده شده و نوری نیست مگر با او، و حقی نیست جز با او.

2. مقام و شأن اجتماعی او:

- او ولی خدا در زمین و حكم كننده خدا در میان خلق است.

- كارها به او سپرده شده و او امین خداوند بر سِرّ و آشكار الهی است.

- او یاری كننده دین خدا است.

- او هر صاحب فضلی را به قدر فضلش و هر صاحب جهلی را به قدر جهلش نشانه می‌دهد.

د: علم او: این مسأله را نیز از دو بعد می­توان در خطبه غدیر به دست آورد:

1. او وارث هر علمی است و علمش به همه چیز احاطه دارد.

2. علم او به دریای عمیق علم الهی اتصال دارد.

هـ: قیام او: در دو مورد از خطبه غدیر، كلمه «القائم المهدی» بكار رفته و بعد از آن به قدرت مطلقه و تمام عیار حضرت بقیه الله الأعظم ـ ارواحنا فداه ـ اشاره شده كه از جانب الهی به او عطا گردیده است و هیچ قدرتی طاقت برابری با او را ندارد.

 

 

 

این موضوع از سه جنبه مطرح شده است:

1. كسی بر او غالب یا علیه او كمك نمی شود و او همه قلعه‌های محكم را فتح می‌كند.

2. او بر همه ادیان و بر همه گروه‌های شرك غالب می‌شود و آنان را هدایت می‌كند و یا (متعصبان را) نابود می­کند.

3. خداوند همه آبادی‌ها و شهرهای جهان را تحت تصرف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در می‌آورد.

و: انتقام او: در قسمتی از خطبه غدیر به این مسأله تصریح شده است که اگر چه حق اهل بیت علیهم السلام و شیعیانشان در طول تاریخ توسط ظالمین پایمال شده است، ولی منتقمی خواهد آمد و گذشته از عذاب اُخروی، در همین جهان دل دوستان را با گرفتن انتقام از دشمنان، مسرور خواهد كرد. این نكته در قالب سه جمله آمده است:

1. او حق خداوند و هر حق را كه به اهل بیت علیهم السلام مرتبط شود، خواهد گرفت.

2. او انتقام هر خون به ناحق ریخته اولیاء خدا را خواهد گرفت.

3. او از تمام ظالمان عالم، انتقام خواهد گرفت.

در بخش ششم خطبه نیز سه موضوع ذكر شده است:

1. نورانیت ونسل نورانی حضرت: آنجا كه می‌فرماید: «نور از طرف خداوند در من، و سپس در علی علیه السلام و نسل او تا مهدی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف  قرار داده شده است».

2. گرفتن حقوق اهل بیت به دست حضرت، آنجا كه می‌فرماید: «مهدی، حق خداوند و هر حقّی را كه برای ماست خواهد گرفت».

3. اختیار مطلق زمین به دست حضرت، آنجا كه می‌فرماید: «هیچ سرزمین آبادی نیست مگر آنكه خداوند تا روز قیامت اهل آن را به خاطر تكذیبشان هلاك می‌كند، و آن را در اختیار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  قرار می‌دهد».

در بخش هشتم خطبه سه موضوع دیگر ذكر شده است:

1. خاتمیت آن حضرت، آنجا كه می‌فرماید: «خاتم امامان مهدی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ، از ما است».

2. غلبه او بر همه ادیان، آنجا كه می‌فرماید: «اوست غالب بر ادیان، منتقم از ظالمین فاتح قلعه ها، غالب بر مشركین، منتقم خونهای به ناحق ریخته، كمك كننده دین خدا، سرچشمه گرفته از دریایی عمیق، نشانه دهنده به افراد در حد خودشان، وارث علوم محكم كننده آیات الهی».

3. بشارت به او، آنجا كه می‌فرماید: «اوست كه كارها به دست او سپرده شده و گذشتگان به او بشارت داده‌اند، و او ست حجت باقی خداوند، و ولی او در زمین و امانتدار او بر سرّ و آشكار».

غدیر در كلام حضرت زهراعلیهاالسلام

 چه ویژگى‏هایى در شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام هست كه موجب شده ایشان به عنوان محور اصلى بحث، انتخاب و استناد آن حضرت به حدیث غدیر، از اهمیت خاصى برخوردار گردد و حتى بر اعتبار آن حدیث بیافزاید؟

دلایل فراوانى براى انتخاب حضرت زهرا علیهاالسلام وجود دارد از جمله:

1.حضرت زهرا علیهاالسلام نزدیك‏ترین نسبت را با رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم داشت. او یگانه دختر رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم بود كه نسل پاك نبوى از طریق او ادامه مى‏یافت و امامان از فرزندان ایشان بودند. احترام فوق العاده پیامبر خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ و سلم نسبت به این دختر، حاكى از شخصیت ممتاز او بود و سفارش‏هاى مكرر رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله ‏و سلم به مؤمنان درباره حفظ حرمت او، منزلت بس عالى او را براى همگان روشن ساخته بود. حضرت زهرا علیهاالسلام بیش از همه، متوجه این موقعیت عالى بود و سنگینى بار مسؤولیت را نسبت به این جایگاه، بر دوش خود احساس مى‏كرد و به همین علت بیشترین تلاش خود را جهت استفاده كامل و مفید از این موقعیت، براى یارى دین خدا و امام حق به عمل آورد.

2.قرآن منزلتى رفیع و عظمتى خاصى براى حضرت فاطمه علیهاالسلام تعریف كرده است. در آیه مباهله با تعبیر «نسائنا» از ایشان یاد شده و در آیه تطهیر، خداوند بر پاك و مطهر بودنشان شهادت داده است. در سوره «الانسان» با یادآورى داستان اطعام یتیم و مسكین و اسیر و اخلاص وصف ناشدنى ایشان، از برترین پاداش‏هاى الهى در حق آنان یاد شده است. و در كوچك‏ترین سوره قرآن یكى از بزرگترین عطایاى الهى به حضرت رسول صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله، وجود نازنین زهراى اطهر، كه حقیقت كوثر است، معرفى شده و در آیه مودّت، محبت ایشان اجر رسالت نبوى صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله‏ و سلم به شمار آمده است.

همه اینها و آیات دیگر، بیانگر مقام رفیع معنوى و كمال عبودیت و عصمت ایشان بوده و جایگاه خاص هدایتى ایشان را در جامعه اسلامى تبیین مى‏نماید.

3.فاطمه زهرا علیهاالسلام در دوران غربت اسلام به دنیا آمد و از همان اوان كودكى، در كانون اصلى مبارزه، با طعم سختى‏ها و مشكلات آشنا شد. هیچ كس مانند او شاهد زحمات طاقت فرسا و شبانه روزى رسول خدا صلوات الله علیه نبود. گرد و غبار خستگى، با دستان كوچك او از رخسار مبارك رسول خدا صلى ‏الله‏علیه ‏و ‏آله‏ پاك مى‏شد و در خلوت‏هاى پیامبر، او بود كه درد دل‏هاى پدر را به گوش جان مى‏شنید و با نثار محبت‏هاى خود او را غرق در سرور مى‏كرد و همانند مادرى دلسوز، سر حضرت را بر دامن مى‏گرفت و آرام بخش دلش مى‏گشت؛ تا آنجا كه از پدر لقب «امّ ‏ابیها» را دریافت نمود. حضرت زهرا علیهاالسلام نمى‏توانست بعد از ارتحال رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ شاهد پژمرده شدن نهال نورس اسلام باشد، كه با آن همه زحمات رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و‏ آله‏ از زمین سر برآورده و با خون دل‏هاى فراوان سیراب شده بود. آیا شخصیتى مانند زهرا علیهاالسلام مى‏توانست در مقابل این مسأله، خاموش بنشیند و نگران نباشد؟

4.حضرت زهرا علیهاالسلام همسرى امیرمؤمنان علیه‏السلام را بر عهده ‏داشت كه دومین شخصیت ممتاز جهان اسلام؛ بلكه جهان بشریت بود. پیوند این دو نور الهى از نوع پیوندهاى عادى زمینى نبود؛ بلكه بنا به تصریح رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ این ازدواج یك « پیوند آسمانى» بود و اگر على علیه‏السلام نبود، براى زهراى اطهر علیهاالسلام همسرى شایسته پیدا نمى‏شد. شناخت حضرت از شخصیت امیرمؤمنان علیه‏السلام عمیق‏ترین شناخت‏ها بود. آنچه را كه دیگران فقط شعاعى از على علیه‏السلام دیده بودند، ایشان با تمام وجود خود لمس كرده بود و از اخلاص و صفاى علوى و از سوز دل و خیرخواهى وى آگاه بود. او از جان گذشتگى‏هاى فراوان على علیه‏السلام و شهادت‏طلبى‏هاى او را هماره تجربه كرده بود. فاطمه علیهاالسلام پیكر پر جراحت على علیه‏السلام را بارها و بارها مداوا نموده بود و شاهد بود چگونه زخم‏هاى گذشته التیام نیافته، زخم‏هاى جدیدى بر همان جا مى‏نشیند؛ اما على علیه‏السلام خم به ابرو نمى‏آورد و همیشه در پیشاپیش صف مجاهدان در راه خدا قرار داشت.

5.حضرت‏ زهرا علیهاالسلام در بیت نبوت بزرگ شده بود و در دوران ده ساله حكومت اسلامى در كانون اصلى حوادث مهم سیاسى و اجتماعى قرار داشت و با تیزبینى و هوشیارى فوق‌العاده خود، تمامى جریانات آشكار و پنهان را مى‏شناخت و از ویژگى‏هاى افراد مؤثر نیز آگاهى كامل داشت. او از یك سو، رسول خدا صلى‏الله‏علیه ‏و ‏آله‏ را دیده بود كه براى تداوم صحیح حكومت اسلامى و بالندگى و رشد آن، تدابیر مختلفى مى‏اندیشید و زمینه سازى‏هاى لازم را براى امامت امیرمؤمنان علیه‏السلام فراهم مى‏آورد و از سوى دیگر، شاهد نگرانى‏هاى رسول خدا صلى‏الله‏علیه ‏و ‏آله‏ و یاران نزدیك وى از وجود جریانات مخفى و مرموز در بطن جامعه بود كه در صدد بودند با دستیابى به قدرت، مسیر حكومت اسلامى را تغییر دهند.

با وفات رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و ‏آله‏ نگرانى‏ها جدى‏تر شد و جریانات پنهان سر برون آوردند و از بحران به وجود آمده بیش‏ترین استفاده را كرده و بر اوضاع مسلط شدند. زهراى اطهر علیهاالسلام با آگاهى كامل از تدابیر رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏ و‏ آله‏ جهت امامت امیرمؤمنان علیه‏السلام و با شناختى كه از شخصیت على علیه‏السلام داشت، كه یگانه فرد شایسته براى زمامدارى مسلمانان بود و با اطلاع از اوضاع سیاسى جامعه نوپاى اسلامى كه با صدها خطر مواجه بود، وظیفه خود مى‏دانست كه از حق الهى امیرمؤمنان علیه‏السلام دفاع نماید و در این راه، هیچ كوتاه نیاید. به همین دلیل بیش‏ترین حمله نیز به ایشان شد و خشن‏ترین برخوردها با او صورت گرفت و آن حضرت نیز با كمال شجاعت و شهامت تا پاى جان ایستاد.

 

6.همان گونه كه با آغاز رسالت پیامبراسلام صلى‏الله‏علیه‏ و‏ آله‏ شخصیت ممتازى چون خدیجه در كنار ایشان قرار گرفت و در دوران غربت اسلام، با تمام توان و استعداد به یارى حضرتش پرداخت، با آغاز امامت امیرمؤمنان علیه‏السلام نیز، شخصیت بى‏نظیرى همانند فاطمه زهرا علیهاالسلام به حمایت از ایشان شتافت و همه سرمایه‏هاى خود را در دفاع از مولاى متقیان نثار كرد. او با سعى و تلاش شبانه روزى خود غبار غربت را از رخسار امیرمؤمنان علیه‏السلام زدود و تحمل بارسنگین مظلومیت را براى ایشان آسان نمود و به حق، لقب «اولین شهید راه ولایت» را به خود اختصاص داد. اولین شهید راه ولایت یعنى كسى كه در آن فضاى پر شبهه، و آكنده از فتنه‏هاى گوناگون كه در لابلاى غبار برخاسته از آشوب و بلوا همه را گرفتار كرده بود، بتواند با حفظ بصیرتِ خود، لحظه‏اى در تشخیص حق خطا نكند و در دفاع از حق كم‏ترین تردیدى به خود راه ندهد. چنین انتظارى در آن شرایط، فقط از حضرت زهرا علیهاالسلام انتظار مى‏رفت و بس. الحق كه ایشان این رسالت را به نحو احسن و اكمل به انجام رساند. به راستى آن حضرت با كلام و عمل خود نشان داد كه «ولایت»، قلب تپنده مكتب و روح دین است و بر كسانى كه دغدغه حفظ مكتب دارند، جان فشانى در راه ولایت و گذشتن از همه تعلقات براى پاسدارى از امامت، مهم‏ترین وظیفه است. به همین دلیل است كه تك تك كلمات ایشان سندى زنده و گویا و در كمال اعتبار براى همه دلسوزان دین و امت است. سندى كه با خون پاك حضرت زهرا علیهاالسلام به امضا رسیده است و همچون امانتى گرانبها در دستان شیعیانش قرارگرفته، تا با اقتدا به آن بزرگوار، راه پر فراز و نشیب دفاع از دین و ولایت را با قدم‏هاى استوار و پر صلابت بپیمایند.

ادامه نوشته

چهل حديث غدير

 

اليوم اكملت لكم دينكم‏و اتممت عليكم نعمتى‏و رضيت لكم الاسلام دينا.

مائده: 3.

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام

كردم و اسلام را دين تان قرار دادم .

را بعنوان دين براى شما پسنديدم.

فصل اول: جايگاه عيد غدير در مكتب

1- عيد خلافت و ولايت

روى زياد بن محمد قال:

دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت:

للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟

قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسول‏الله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: 736.

زياد بن محمد گويد:

بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود:

آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد

.

ادامه نوشته

غدیر یك تفكر است

http://www.aviny.com

منبع سايت غدیر یك تفكر است

واقعه غدیرحادثه اى تاریخى نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكایت مى كند. غدیر نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.

آرى غدیر یك سرزمین نیست، چشمه اى است كه تا پایان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشیدى است عالمتاب.


ادامه نوشته

غدير كجاست

http://translate.google.com

متن خطبه غدیر

ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.

همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگي او را پاياني نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست.

اوست آفريننده آسمان ها و گستراننده زمين ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزوني بخش آفريده ها و نعمت ده ايجاد شده هاست.

به يك نيم نگاه ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند.

 اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَ دَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،

حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).

بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِي الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضينَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ.

يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ.

http://s3.picofile.com/file/7404945692/20.gif
ادامه نوشته

از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد.

از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد...



غدیر، عصاره و نتیجه خلقت و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی است.

آيا نمي دانيد كه محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم كنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستي مكن كه تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر كني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.

در اينجا بود كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند كرد و با صداي بلند فرمود: هر كس از شما كه من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي كند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر كس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با علي دشمني كند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري كنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت كننده اي را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براي حساب مي ايستند خودت جزا بده.

بیعت با غدیرومعناي بصيرت فاطمي

بیعت کردند، اما چه بیعتی؟!...


پیمان بستند، اما چه پیمانی؟!...
و بعد...
 

پیمان شکستند، چه پیمان شکستنی!...

شُور کردند، چه شُور کردنی!...


و کجا اگر آن نامردان با هم عهد مخالفت نمی بستند،
ا
وای بر آن اولین دستی که به دروغ با علی(علیه السلام) بیعت کرد.

وای بر آن اولین چشمی که به کینه به علی(علیه السلام) نگاه کرد.

و وای بر آنکه...زهرا را گرياند.

واي از قبر بي نشان زهرا

واي از صورت نيلي شده زهرا

واي بر بر آن اولین كسي كه...


راه را به بیراهه کشاند.

و آیا ما در این امر مقصر نیستیم؟! وظيفه اكنون چيست....

آیا ما هم اگر بصيرتي چون فاطمه داشتيم مي توانستيم ساكت باشيم

راز عمر كوتا فاطمه چه بود

راز غيبت امام مهدي در چيست

آیا در بي بصيرتي وعدم شناخت ما نيست

آیا به عهدي كه با امام علي در غديربسته ايم وفا داريم

الگوي ما در اين مسير كيست

مي دانيدالگوي امام عصر كيست،فاطمه

 سلام خدا بر بانوي مدافع ولايت علي

سلام خدا بر اولين شهيده مسير ولايت علي

سلام بر علي مرد تمام آفرينش

ذكرعلي زيباترين آواي آفرينش

سلام بر علي كه عشق مصطفي بود

سلام بر علي كه همتاي زهرا بود

الهي در حمايت از ولايت و دوازدهمين وارث غدير بصيرتي فاطمي عنايتمان كن

عيد غدير خم

عيد غدير خم

«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.


ادامه نوشته