یاحسين

f
فاطمه(س) شيواترين پروانه ي شمع امامت بود ؛پروانه ي عاشقي كه با سوختن وفداسازي خويش به همگان آموخت كه امام بر حق چونان كعبه است ؛كعبه اي كه مردم بايستي بر گردش طواف نمايند نه او بر گرد مردم :
مـحـمـود بـن لبـيـد مـُكـَنـّى بـه ابـو عـمـر مـى گـويـد: حـضـرت زهـرا(س) پس
از رحلت رسـول خدا(ص) پيوسته به زيارت شهداى اُحد و بويژه حمزه سيدالشهداء
مى رفت و گريه مـى كـرد. يـكـى از روزهـا نزد آن حضرت رفتم و به او تسليت
گفتم . پرسيدم : اى سيده زنان عالَم ! به خدا سوگند! گريه تو رگهاى قلب مرا
پاره مى كند!... اى بانو و مولاى من ! مدتى است كه سؤ الى مرا به خود
مشغول كرده است . بسيار مايلم پاسخ آن را بشنوم .
حضرت زهرا(س) : سؤ ال كن .
آيا رسول خدا(ص) پيش از رحلت ، درباره امامت على (ع) به طور صريح چيزى گفته است ؟
من تعجب مى كنم . مگر داستان (غدير خم) را فراموش كرده ايد؟!
آن را بـيـاد دارم . عـلاوه بـر آن ، اگر رسول خدا(ص) در اين باره مطلب سرّى و خصوصى با شما مطرح كرده است ، خواستم آن را بشنوم .
خداى
متعال را گواه مى گيرم . از پدرم شنيدم كه فرمود: على (ع) بهترين فردى است
كه من او را جانشين خود در ميان شما قرار دادم . او امام و خليفه بعد از
من است و در فرزندان على (ع)، حسن و حسين (ع) و نُه فرزند از نسل حسين (ع)،
امامان برگزيده و پاك مى باشند. اگر آنان را درك كرديد، از آنان اطاعت
كنيد. زيرا آنان راهنما و هادى شما خواهند بود. اگر با آنان مخالفت كنيد و
راه عصيان در پيش گيريد، تا روز قيامت گرفتار گمراهى و نابسامانى مى شويد!
اى سيّد و بانوى من ! اگر خلافت على (ع) تا اين اندازه روشن و مشخص است ، چرا آن بزرگوار براى گرفتن حق خود قيام نكرد؟!
اى ابا عمر! رسول خدا(ص) فرمود:
مَثَلُ الاِْمام مَثَلُ الْكَعْبَةِ، اِذْ تُؤْتى وَ لا تَاءْتى
امام مانند كعبه است . مردم بايد به سراغ او بيايند نه اينكه او به سراغ آنها برود.
آرى
، بـه خـدا سـوگـنـد! اگـر حـق را بـه اهل حق مى سپردند و از عترت
پيامبر(ص) پيروى مى كـردنـد، هـرگـز دو نـفـر هـم دربـاره دسـتـور خـداونـد
اخـتـلاف نـمـى كـردنـد و نـسـلى بـعـد از نـسـل ديـگـر مـى آمـد و
مـسـيـر خـلافـت و امـامـت تـا ظـهـور فرزند نهم حسين (ع) ادامه مى يافت .
اين٬ فاطمه بود كه عاشقانه ترين پاسداشت را از حريم امامت روا داشت .اين٬ فاطمه بود كه يگانه ترين اسوه دهي را در همراهي با ولايت ادا ساخت؛ همو كه پهلويش شكست و در خون نشست؛ محسنش سقط شد و بازويش شكست اما لحظه اي از ياوري ولي امر خويش از پاي ننشست؛ همو كه با فريادهاي جگر سوز خويش زيباترين شعار ولايت مداري را در گوش جان پيروان خويش طنين انداز ساخت.
يا ابالحسنỊ روحي فداك و نفسي لنفسك الوقاء. ان كنت في خيركنت معك وان كنت في شركنت معك ؛
اي ولي امر من روحم به فداي روح تو وجانم سپر بلاي توỊ هماره همراه تو خواهم بود .چه در خير و نيكي به سر بري و چه در سختي و گرفتاري و بلا گرفتار شوي .
باري٬ پيشتازترين و خالص ترين و كاري ترين حمايت گر ولايت و امامت فاطمه بود و هموست كه بايستي مقتدا و اسوه ي ما در اين برهه از زمان واقع شود.


موسسه جهانی سبطین عبیهم السلام


![]()
![]()
![]()
![]()
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».
خجسته باد پیوند «نبوت» و «امامت» در نقطه اوجى به نام غدیر خم که غدیر، گره محکمى است براى رشته دیانت.![]()
غدیر خم، عید تکمیل رسالت مبارک باد!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پيامبر اکرم(ص):
[باید حاضرین به غائبین و پدران به فرزندان خویش تا روز قیامت(پیام غدیر) را برسانند.]
*الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علیه السلام

رخداد غدیر در ذىالحجه سال دهم هجرى، تنها یک حادثه تاریخى نیست؛
غدیر، تنها نام یک سرزمین نیست، یک تفکر است؛
نشانهاى است از تداوم خط نبوت؛
چشمهاى است که تا پایان هستى مىجوشد؛
غدیر، روز اکمال دین، اتمام نعمت و موجب خشنودى خداست؛
روز بزرگ، روز گشایش و روز تکامل است؛
غدیر، نه تاریخ است، نه جغرافیا و نه روایت، بلکه ولایت است؛
پیشوند غدیر، رسالت است و پسوند آن، ولایت و امامت.

ای پادشه خوبان ، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد ، وقت است که باز آیی
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را ، در وقت توانایی
دیشب گله ی زلفش با باد همی کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند
این است حریف ای دل ، تا باد نپیمایی
مشتاقی و رنجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد ، پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود ، آن شاهد هر جایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن ، تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
ای یاد توام مونس ، در گوشه ی تنهایی
در دایره ی قسمت ، ما نقطه ی تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی ، حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفرست در این مذهب ، خودبینی و خودرایی
زین دایره ی مینا خونین جگرم ، می ده
تا حل کنم این مشکل ، در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد ، بوی خوش وصل آمد
اقتباسي از مطالب كتاب بصيرت حضرت زهرا نوشته دكتراصغر صفار زاده توسط نگارنده
مانند حضرت زهرا(س) بايد سپر ولايت باشيم، مبادا دشمنان با توطئههاي خود كاري كنند
كه
نايب امام زمان(عج) تنها بماند.
ملت رشيد ايران ۳۲ سال با اقتدار از ولايت و
انقلاب دفاع كرده و اميد است تا پايان ثابت قدم بماند.
. كسي كه
بصيرت فاطمي داشته باشدٓ نسبت به ولايت هرگز كوتاه نخواهد آمد و همه بايد از ولايت و رهبري حمايت كنيم. گريه هاي فاطمهزهرا بايد به
گوش همه عالميان برسد، بايد ميآمدند، ميگفتند: اي فاطمه يا روز گريه كن يا شب! بايد
بشريت عمق فاجعه را بفهمد. اگر مقام فاطمه مقام فناي فيالله نبود
اين جملة رسولخدا معني نداشت كه ميفرمايد: «اِنَّ اللهَ لَيَغْضِبُ لِغَضَبِ فاطِمَةَ، وَ يَرْضي/
حرفهاي عادي
كه در مورد حضرت ميزنند، بالاتر است.
در شرايط حذف اهلالبيت بود كه هركس و هرفرقهاي ميگفت: من درست ميگويم و دلم اينطور گواه ميدهد و خود را بر حق ميدانست، چرا كه بايد يك وجود مقدس معصوم در صحنه باشد تا اينها عقايد و افكار و احوالاتشان را با او بسنجند، و چنين وجود مقدسي را خدا براي مردم در جامعه تعيين فرمود، ولي او را حذف نمودند، لذا هرج و مرج فكري و اخلاقي و عملي در همهجا پيدا شد.
حضرت فاطمه زهراس قبل از اينكه اختلافات و هرج و مرجها بهوجود آيد درست همان روزهاي اول خلافت ابابكر ميفرمايند: «اِطاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ وَ اِمامَتَنا اَماناً لِلْفُرْقَةِ» اي مردم اگر از ما اطاعت كنيد شيرازة دينتان حفظ ميشود و تفرقه از بين ميرود. ما خانوادهاي هستيم كه خداوند به ما يك لطفي كرده است براي شما. حال كه مشخص است اختلافهايي كه پس از رحلت پيامبرخداص در جهان اسلام پيشآمد همه و همه ريشه در اين داشت كه كس ديگري غير از عليع خلافت بر مسلمين را تصاحب كرد، آيا مسلمانان براي نجات اسلام، راهي جز اين دارند كه به فرهنگ اهلالبيت برگردند؟ امام خميني«رحمةاللهعليه» در وصيتنامهشان ميفرمايند: «فاطمهزهرا(سلام الله عليها) براي همة اسلام حجت است». اهل سنت الان هم قبولدارند كه سند اين خطبه صحيح است وطبق روايتهاي خودشان هم قبولدارند كه پيامبر(صلياللهعليهوآله) فرمودند: فاطمه پارهاي از من است، هركه او را آزار دهد، مرا آزار داده است. فرمودند: رضايت فاطمه رضايت من است. و توصيهكردند بايد رضايت فاطمهس را بهدست آوريد و فرمودند: فاطمهزهرا حوريّة انسيّه ست يعني فرشتهاي است بهصورت بشر، و براي شما حجت است. پس با طرح دقيق و عميق اين خطبه ميتوانيم جهان اسلام را نجات دهيم.
بعضي از جنگهاي زمان ابابكر با كساني بود كه نميخواستند زكات را به غير از اهلالبيت بدهند. با رحلت پيامبراكرمص عدهاي گفتند: اسلام هم رفت پس ما زكات نميدهيم. عدهاي هم گفتند: ما زكات را بايد به اهلالبيت و جانشينان واقعي پيامبر بدهيم نه به ابابكر. حالا ابابكر با هر دو گروه به اسم خروج از دين جنگيد، گروه دوم را هم به اسم اينكه از دين خارج شدهاند كشتند. اين اختلافها عملاً جامعة اسلامي را تكهتكه كرد و سرخوردگي بهوجود آورد و آن اميدواري اوليهاي كه امكان داشت با بودن حكيماني مثل سلمان و اباذر و مقداد در كنار اهلالبيت، يك اسلام پسنديدني را در جهان گسترش دهد از بين رفت.
شما اين را بدانيد كه به فاطمهزهراس نزديك نميشويد مگر اينكه به عقيدة حضرت نزديك شويد. يعني فاطمهزهراس يك قلب است كه اين قلب، هم فكر دارد، و هم شوق و شور عبادي و هم شعور سياسي و هركس به اندازهاي كه به اين عقيده و شوق و شور و شعور نزديك شود، به حضرت نزديك شده است و ماوراءِ تاريخ زمان خود، جايگاه حوادث را ميشناسد. به همين دليل تأكيد ميكنيم كه بايد فرصت مناسبي را براي فهم خطبه و تحليل جملات حضرت بگذاريد تا آرامآرام با تدبّر و تعمّق روي خطبه، زوايايي از آن روشن شود. بايد فهميد جايگاه فرهنگي شرك و نفاق در فرهنگ بشري پس از ظهور اسلام كجاست و چگونه ميتوان با آن روبهرو شد، اينها را فاطمهزهراس به ما ميآموزد. شما مطمئن باشيد بنده خيلي راحتتر هستم كه چند تحليل سياسي از فرمايشات حضرت بكنم و شما نيز خوشتان بيايد؛ ولي در نهايت بر بينش و بصيرت شما افزوده نميشود، بلكه فقط يك خاطره برايتان ميماند. پس بايد نوع نگاه و برخورد ما با اين خطبه به عنوان يك مرجع تفكرِ هميشگي مدّ نظر باشد كه دائم به آن رجوع كنيم و از آن در انديشة سياسي و تاريخي خود تفكر و هدايت بگيريم.
حضرت ميفرمايند: وجود دين اسلام باعث شد كه گروهها و باندهاي نفاق و كفر از هم بپاشد. به عنوان مثال همين حالا در جامعه ببينيد هر قدر نور توحيدي اسلام ضعيف شود، باندها و گروههاي كفر و نفاق و ستم بيشتر ميشود. اين قاعدة هميشگي تاريخ است. اخيراً سوابق يكي از گروههاي سياسي را مرور ميكردم ديدم اينها يك زماني نور امام خميني«رحمةاللهعليه» را پذيرفته بودند و جهت صحيحي داشتند ولي هرچه از نور و خط امام«رحمةاللهعليه» فاصله گرفتند حرفهايي زدند كه آدم خجالت ميكشد بگويد كه اين حرفها، حرفهاي يك انسان مسلمان است. شايد فكر ميكردند با فاصلهگرفتن از امام و اسلام ناب ميتوانند براي خودشان يك قدرت و پايگاهي پيدا كنند، ولي نفهميدند كه اسلام، نفاق و كفر آنها را بر ملا ميكند و خيلي زود ناكام ميشوند. قاعدة همة اين حادثهها در سخنان حضرتزهراس هست.
بنده گاهي فكر ميكنم اگر ماآنچه را حضرتفاطمه سدر جريان انحراف اسلام فهميد، ميفهميديم، آيا يكساعت طاقتِ ماندن داشتيم؟ بعد ميگويم چقدر طاقت فاطمه س زياد بود كه توانست اينهمه عمر كند. تو به من نگو فاطمهس خيلي زود بعد از رحلت رسولخداص رحلت فرمود، به من بگو ديدن اين همه انحراف و يك روز طاقت ماندنداشتن، طاقت بزرگي نيست؟ حضرتعليعكه در اين صحنه مسئوليتي نميتوانست داشته باشد، چرا كه اگر سخني به اعتراض ميگشود، متهم ميشد كه نسبت به حكومت حريص است. ولي فاطمهزهراسكه در چنين مشكلي نبود، چه كند؟ اگر خدا شعور فهم اين انحراف بزرگ را به او نداده بود كه در فشاري چنين بزرگ قرار نميگرفت و حال كه چنين شعوري را دارد و در پيرو آن مسئوليتي بزرگ به دنبالش هست، راستي پس از انجام آن مسئوليت خطير و آن اعتراض جانانه، آيا ديگر طاقت ماندن در اين دنيا براي او مانده بود؟ سلام بر تو اي فاطمه كه نسبت به آن مأموريتِ بزرگِ خود چقدر صبورانه عمل كردي:
«وَ كُنْتِ لِمَا امْتَحَنَكِ بِهِ صابِراً»
خدايادر حمايت از ولايت بصيرتي فاطمي به ما عنايت فرما
«والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته»
گويا ترين پيام ولايت، بصيرت است
مولا براي از تو سرودن غزل کم است
تلميح و استعاره ، مجاز و بدل کم است
قرآن ناب لايق وصف مقام توست
شعر و حديث و قصه و ضرب المثل کم است
آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است
شيريني شکر که چه گويم، عسل کم است
بايد براي مدح تو از صبح بدر گفت
هيجاي نهروان و شکوه جمل کم است
اي دست اقتدار خدا، فارس العرب
اصلا براي شان تو تعبير «يل» کم است
هر قدر هم که دم بزنم اي امير عشق
از شوکت و جلالت تو، ما حَصَل کم است
شهره شده ميان عرب تک سواري ات
آوازه هاي صاعقهي ذوالفقاري ات
* http://hma.blogfa.com منبع وبلاگ اشعار مذهبي
از دو جنبه می توان به بررسی شخصیت حضرت زهرا (س) پرداخت ، یکی مقام معنوی حضرت زهرا(س) و یکی هم نقش تاریخی ایشان . در این مقاله سعی داریم تا به نقش تاریخی وتاثیری که در مسیر تاریخ داشتند بپردازیم. در ابتدا مقدمه ای را ذکر می کنیم تا اهمیت وجایگاه ایشان بیش از پیش روشن شود.
همان طور که می دانید اهمیت همۀ زمان ها یکسان نیست بلکه بعضی از زمان ها حساس ترند یعنی در بعضی از زمان ها حوادث مهم که در تاریخ، تاثیر گذارند اتفاق می افتند. یکی از این زمان های حساس که یهودیان نیز سالها انتظارش را می کشیدند ظهور پیامبر آخرالزمان بود ، به قدری این واقعه در نظر یهودیان مهم بود که آنها از 300 سال پیش از بعثت نبی مکرم به حجاز نقل مکان کردند.
این دوره از تاریخ به قدری حساس بود که سرنوشت بشریت در گروی آن بود،
http://farhangalavi-2.blogfa.comمنبع وبلاگفرهنگ علوی
فرهنگ علوي
تولیدملی،حمایت از کار و سرمایه ایرانیزهرا (س) آن آموزگار شهادت به ما آموخت که حیات و ممات ما باید محمدی باشد با پهلوی شکسته و صورت نیلی شده اش به ما آموخت که چگونه از امامت و ولایت دفاع کنیم .



علی آن شیر میدان شجاعت علی آن مظهر زهد و عدالت
همان سرچشمه علم و فضایل به آن زیبا ترین شکل و شمایل
علی دریای علم بیکران ها که بود آگه به راه آسمانها
شب و تنها و نخلستا ن کوفه ز نامردی آن مردان کوفه
دلش غمگین ز رنج روزگاران ز سستی و ز بد عهدی یاران
ز تنهایی چو سر در چاه می کرد ز غم ها شکوه ها و آه می کرد
چه می گفتا به شب اندر نهانی به چاه از ناله های آسمانی
دعا می خواند و آنجا داد می زد ز درد و رنج و غم فریاد می زد
به یاد اشک آن زهرای اطهر ز فقدان و ز دوری پیمبر(ص)
به یاد فاطمه قلبش گرفته ز ناچاری غمش در دل نهفته
همان ام الحسن ، ام الحسینـش گل یاسش و ام الزینبـینـش
به یاد محسن آن طفل شهیدش که لعنت باد بر قاتل عنیدش
نماند از بهر او یاران چندی بجز قدر کم و تعداد اندی
سه تا ماندند زاصحاب پیمبر(ص) فقط مقداد و سلمان و ابوذر
به یاد مالک اشتر که مردی چو او هرگز نبود اندر نبردی
علی زیبا ترین نام دو عالم علی اولی ترین اولاد آدم
علی آن اولین مرد مسلمان که در جانش نشسته نور ایمان
به سیزده سالگی بهر پیمبر(ص) ولی گشت و وصی گشت وبرادر
علی آن وارث علم نبوت علی آن صاحب حق امامت
علی معنای عشق آفرینش چراغ روشن تقوا و بینش
دلش غمگین ز رنج روزگاران ز سستی و ز بد عهدی یاران
ز تنهایی چو سر در چاه می کرد ز غم ها شکوه ها و آه می کرد
چه می گفتا به شب اندر نهانی به چاه از ناله های آسمانی
دعا می خواند و آنجا داد می زد ز درد و رنج و غم فریاد می زد
به یاد اشک آن زهرای اطهر ز فقدان و ز دوری پیمبر(ص)
به یاد فاطمه قلبش گرفته ز ناچاری غمش در دل نهفته
همان ام الحسن ، ام الحسینـش گل یاسش و ام الزینبـینـش
به یاد محسن آن طفل شهیدش که لعنت باد بر قاتل عنیدش
نماند از بهر او یاران چندی بجز قدر کم و تعداد اندی
سه تا ماندند زاصحاب پیمبر(ص) فقط مقداد و سلمان و ابوذر
به یاد مالک اشتر که مردی چو او هرگز نبود اندر نبردی
علی زیبا ترین نام دو عالم علی اولی ترین اولاد آدم
علی آن اولین مرد مسلمان که در جانش نشسته نور ایمان
به سیزده سالگی بهر پیمبر(ص) ولی گشت و وصی گشت وبرادر
علی آن وارث علم نبوت علی آن صاحب حق امامت
علی معنای عشق آفرینش چراغ روشن تقوا و بینش
چرا می رفت نخلستان کوفه ز نامردی آن مردان کوفه
به نخلستان دور کوفه می رفت ز جور مردمان کوفه می رفت
به شب آن ناله های آسمانی به اشک و ناله های آنچنانی
غمش پنهانی اندر چاه می گفت اگر شادی بدی با ماه می گفت !
به هر جنگی که با کفار می شد چو شیران حیدر کرار می شد
ز تنهایی چون سرمی کرد در چاه ز غم های دل و از غصه و آه
اگر چه در زمین تنها ..... بود به راه آسمان ها آشنا بود
به یاد رنج زهرا گریه می کرد ز فقدان پیمبر مویه می کرد
---------------------------------------------------------------------------
حميد رضا فاطمي –
http://tazohor.com/غدير-شناسى-پاسخ-به-72-سئوال-
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
72-سئوال-
سئوال ۱: غدیر چه معنایى
دارد؟
پاسخ : رود کوچکى که مقدار کمى آب همواره در آن جارى باشد.
چون در صحراى نزدیک ((جحفه )) رود کوچکى وجود داشت آن را به
صحراى غدیر نام نهادند.
هزار حاجى از زن و مرد، دو روز در آنجا توقف کردند، و در آن هواى گرم و کمبود آب ، از آن رود کوچک استفاده مى شد، آن حادثه بزرگ به نام ((غدیر)) معروف شد. از آن پس در نوشته ها و گفته ها و شعرهاى گوناگون ، روز بیعت عمومى مردم با حضرت امیرالمؤ منین (ع ) با نام غدیر مطرح گردید.
سئوال ۳: آیا با نامهاى
دیگرى نیز آمده است ؟
پاسخ : نام معروف حادثه عظیم بیعت عمومى مردم با امام على
(ع ) همان غدیر است اما با نامهاى دیگرى نیز مطرح شده است مانند:
یوم الو لایه (روز اعلام ولایت )
یوم البیعه (روز بیعت )
یوم الدوح (روز بزرگ ، که حادثه بزرگى در آن رخ داد، یا
روزى که مردم در کنار درختان تنومند صحراى غدیر، از سایه هاى آن استفاده مى کردند
و سایبان براى خود درست نمودند.)(۲)
سئوال ۴: حادثه عظیم در
چه روزى تحقق یافت ؟
پاسخ : روز پنجشنبه ، سال دهم هجرت ، هیجدهم ذى الحجه ،
درست هشت روز پس از عید قربان ، در صحراى غدیر خم فرمان بیعت عمومى مردم با حضرت
امیرالمؤ منین (ع ) از طرف خدا و فرشته وحى صادر شد که : یا ایهاالرسول بلغ ماانزل
الیک .(۳)
(اى پیامبر آنچه نسبت به ولایت على (ع ) به تو ابلاغ کرده
ایم براى مردم بازگو)

درايت فاطمي(س)؛ دريچه اي جديد در فهم مسايل اجتماعي
برخورد حضرت فاطمه(س) با مسايل منطقي و انديشمندانه بود
مكتب تربيتي حضرت فاطمه(س) مملو از آموزه ها و درسهاي انسان ساز است؛ درس اخلاق، درس ايمان و تقوا، درس مبارزه با ظلم، درس دينداري و دين خواهي و درس حركت آفريني.كلاس عالي تربيت
خانه حضرت زهرا(س) كلاس عالي تربيت است. كلاسي پر از شور و اخلاص، جو آن سراسر ايمان، پايه هاي آن حركت و فضيلت و مقصد آن شهادت آفريني است.
مفاخرهای بین حضرت فاطمه زهرا (س) با حضرت امیرالمومئین علی بن ابیطالب (ع) در
حضور پیمبر (ص) رخ داده که از نظر ادب و شهامت و حاضر جوابی و فضیلت و منقبت
بسیار حائز اهمیت است و چون الفاظ فارسی قادر نیست دقایق و لطایف الفاظ شیرین
عربی را (آن هم از زبان دو معصوم که با شیواترین بیان سخن گفته اند) در خود بگنجاند
و ترجمه از لطافتش می کاهد عیناً این مفاخره به زبان اصلی خود نقل و سپس
ترجمه اش را برای سایر علاقمندان در کنار هر سطر مینگاریم: گویا این زن و شوهر
در منزل با هم صحبت کرده و سخن را به اینجا کشانده بودند که علی علیه السلام
به فاطمه (س) فرموده بود: یا فاطمة ان النبی یحبنی اکثر منک.
پیغمبر خدا مرا از تو بیشتر دوست دارد. و در پاسخ حضرت زهرا عرض میکند:
واعجبا یحبک اکثر منی؟
و انا ثمرة فواده و عضو من اعضائه ولیس له ولد غیری. جای تعجب است تو را از من
بیشتر دوست دارد؟ و حال آن که من میوه دلش و پاره ای از اندامش هستم و به علاوه
من یگانه دختر باقیمانده او هستم چطور ممکن است تو را از من بیشتر دوست بدارد. ...

عباس براتیپور
تا شد به روي دست نبي (ص) مرتضي (ع) بلند
شد رايت جلال خدا برملا بلند
بشنيد چون كه نغمه «يا ايهاالرسول»
گرديد منبري همه از پشتهها بلند
مرآت پاك لميزلي، آيت جلي
شد بر سرير دست حبيب خدا بلند
آيين پاك ختم رسل ناتمام بود
گر بر نميشد آن مه برج ولا بلند
هنگامه شد به كوري چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوي بلند
خورشيد دين، سپهر يقين، ختم مرسلين
شد زين سبب ميان همه انبيا بلند
تا شد به عرش دست نبي ماه عارضش
شد اين ندا ز بارگه كبريا بلند
تكميل شد شريعت پاك محمدي
چونان كه گشت دين خدا را لوا بلند
اي مظهر صفات خداوند لايزال
وي از تو آسمان ولايت به پا بلند
هرجا كه بود پيكر هر ناتوان به خاك
هر جا كه بود ناله هر بينوا بلند
هر جا كه بود طفل يتيمي سرشكبار
هرجا كه بود شعله شور و نوا بلند
از بهر دستگيري آنان سپندوار
يكباره ميشد يد مشكلگشا بلند
تا خانهزاد خود كُنَدَت كردگار پاك
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند
آهنگ «تفلحوا» چو شنيدي ز كوي دوست
و آواز خوش چو شد ز حريم حرا بلند
يكباره دست بيعت خود را از روي شوق
كردي به سوي شمس رُسل، مصطفي بلند
مدحتگر تو ذات جلالت مأب حق
مدح تو كرده با سخن «هل اتي» بلند
پا بر حريم خانه چون بگذاري از شرف
فرياد شوق ميشود از بوريا بلند
با ذوالفقار تو همه جا آشكار بود
دست بلند شير خدا، «لافتي» بلند
ما ريزهخوار خوان ولاي توايم و بس
از لطف توست اين كه بُوَد بخت ما بلند
خمّ غدير بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن دُر يكدانه را بلند
در پهن دشت ظلمت كفر و نفاق و كين
همواره بود آيت شمس الضّحي بلند
باب المراد اهل جهاني و ميكنند
بر آستان قدس تو دست دعا بلند
اي نفس قدرت ازلي، - يا علي - نماي
نخل شكوه نهضت «روح خدا» بلند
ما پيروان مكتب سرخ ولايتيم
گر ميزنيم گام سوي كربلا بلند
عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان
تيغي كه گشت بر سر آن مقتدا بلند
تا مست جام توست «براتي» به روزگار
سر ميكند به عشق تو روز جزا بلند
سفارش موکد پیامبر(ص) درباره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است که حضرت نگران آشوبى بود که امت اسلامى بعد از وى با آن روبهرو می شود.

اساس مذهب تشیع بر دو
حدیث پایهگذارى شده است: یکى حدیث ثقلین، که پیامبراکرم(ص) در کمتر از نود
روز در چهار مکان آن را به مردم گوشزد کرد؛ دیگرى حدیث غدیر. مىتوان گفت
حدیث دوم مکمل حدیث اول است.
سفارش
بیش از حد پیامبر(ص) درباره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و
جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است که حضرت نگران آشوبى بود
که امت اسلامى بعد از وى با آن روبهرو مىشود.
اهمیت
دادن به غدیر، اهمیت دادن به رسالت پیامبرگرامى اسلام(ص) است، بر همین
اساس همه ائمه معصومین درباره این روز اظهار نظر کردهاند.
در
کتاب "اثبات الهداة" (ج 2، ص 112) و همچنین کتاب "احقاق الحق" (ج 16، ص
.282 ) روایتی آمده است که از فاطمه زهرا پرسیدند: آیا پیامبر(ص) پیش از
رحلتش در باره امامت امیرمومنان چیزى فرمود؟ آن حضرت جواب داد: «و
اعجباانسیتم یوم غدیرخم؟» یعنی شگفتا! آیا روز غدیرخم را فراموش کردید؟!
همچنین
در "امالی" شیخ صدوق آمده است که: فاطمه بنت الرضا از فاطمه بنت الکاظم(ع)
و او از فاطمه بنت الصادق(ع) چنین نقل کرد: ام کلثوم، دختر فاطمه زهرا(س)
نقل کرد که پیامبر در روز غدیر فرمود: «من کنت مولاه فعلى مولاه»
برگرفته از مجله کوثر شماره 25
| ||||||
امام مهدی (عج) در غدیر در خطبه غدیر (سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در معرفی امام علی علیه السلام) به حضرت بقیه الله الاعظم، توجه خاصی شده است. خبر دادن از مهدی موعود برای آن مردمی كه قبول ولایت امیر المؤمنین علیه السلام برایشان سنگین بود، بیانگر آینده نگری اسلام و برنامه بلندمدت دین الهی برای مسلمین است. اگرچه برخی با آنکه آن روز با علی بن ابی طالب علیه السلام بیعت کردند؛ پیمان شکسنتد. ولی حقایق در طول زمان برای نسلها روشن گشت، و از آنجا كه كارها به دست خداوند است، روزی امر اهل بیت علیهم السلام ظاهر خواهد شد. آن روز، جهان به دست جانشینان واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سپرده میشود و انتقام آنچه در طول قرنها بر ایشان رفته است، گرفته خواهد شد. لازم به ذكر است كه اعلام این مطالب در غدیر، یك پیشگویی و اخبار از غیب نیز به شمار میآید. در خطبه غدیر، 25 جمله درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است كه آنها را تحت 6 عنوان میتوان خلاصه كرد: الف: بشارت به آمدن او: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره میفرماید: «او كسی است كه همه پیشینیان به آمدن او بشارت دادهاند.»(خطبه غدیر؛ احتجاج طبرسی، ج1، ص66.) ب: خاتمیت او: یعنی امامت در امامان تعیین شده، اتصال دارد و منقطع نمیگردد تا زمانی که به دست خاتم و آخرین آنان كه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، برسد. ج: مقام و منزلت او: در این باره دو جهت ذكر شده است: 1. فضائل و مناقب او: - او «انتخاب شده خداوند» و «هدایت یافته» و «كمك شده» است. - نور از جانب خداوند در او قرار داده شده و نوری نیست مگر با او، و حقی نیست جز با او. 2. مقام و شأن اجتماعی او: - او ولی خدا در زمین و حكم كننده خدا در میان خلق است. - كارها به او سپرده شده و او امین خداوند بر سِرّ و آشكار الهی است. - او یاری كننده دین خدا است. - او هر صاحب فضلی را به قدر فضلش و هر صاحب جهلی را به قدر جهلش نشانه میدهد. د: علم او: این مسأله را نیز از دو بعد میتوان در خطبه غدیر به دست آورد: 1. او وارث هر علمی است و علمش به همه چیز احاطه دارد. 2. علم او به دریای عمیق علم الهی اتصال دارد. هـ: قیام او: در دو مورد از خطبه غدیر، كلمه «القائم المهدی» بكار رفته و بعد از آن به قدرت مطلقه و تمام عیار حضرت بقیه الله الأعظم ـ ارواحنا فداه ـ اشاره شده كه از جانب الهی به او عطا گردیده است و هیچ قدرتی طاقت برابری با او را ندارد.
این موضوع از سه جنبه مطرح شده است: 1. كسی بر او غالب یا علیه او كمك نمی شود و او همه قلعههای محكم را فتح میكند. 2. او بر همه ادیان و بر همه گروههای شرك غالب میشود و آنان را هدایت میكند و یا (متعصبان را) نابود میکند. 3. خداوند همه آبادیها و شهرهای جهان را تحت تصرف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در میآورد. و: انتقام او: در قسمتی از خطبه غدیر به این مسأله تصریح شده است که اگر چه حق اهل بیت علیهم السلام و شیعیانشان در طول تاریخ توسط ظالمین پایمال شده است، ولی منتقمی خواهد آمد و گذشته از عذاب اُخروی، در همین جهان دل دوستان را با گرفتن انتقام از دشمنان، مسرور خواهد كرد. این نكته در قالب سه جمله آمده است: 1. او حق خداوند و هر حق را كه به اهل بیت علیهم السلام مرتبط شود، خواهد گرفت. 2. او انتقام هر خون به ناحق ریخته اولیاء خدا را خواهد گرفت. 3. او از تمام ظالمان عالم، انتقام خواهد گرفت. در بخش ششم خطبه نیز سه موضوع ذكر شده است: 1. نورانیت ونسل نورانی حضرت: آنجا كه میفرماید: «نور از طرف خداوند در من، و سپس در علی علیه السلام و نسل او تا مهدی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار داده شده است». 2. گرفتن حقوق اهل بیت به دست حضرت، آنجا كه میفرماید: «مهدی، حق خداوند و هر حقّی را كه برای ماست خواهد گرفت». 3. اختیار مطلق زمین به دست حضرت، آنجا كه میفرماید: «هیچ سرزمین آبادی نیست مگر آنكه خداوند تا روز قیامت اهل آن را به خاطر تكذیبشان هلاك میكند، و آن را در اختیار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار میدهد». در بخش هشتم خطبه سه موضوع دیگر ذكر شده است: 1. خاتمیت آن حضرت، آنجا كه میفرماید: «خاتم امامان مهدی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ، از ما است». 2. غلبه او بر همه ادیان، آنجا كه میفرماید: «اوست غالب بر ادیان، منتقم از ظالمین فاتح قلعه ها، غالب بر مشركین، منتقم خونهای به ناحق ریخته، كمك كننده دین خدا، سرچشمه گرفته از دریایی عمیق، نشانه دهنده به افراد در حد خودشان، وارث علوم محكم كننده آیات الهی». 3. بشارت به او، آنجا كه میفرماید: «اوست كه كارها به دست او سپرده شده و گذشتگان به او بشارت دادهاند، و او ست حجت باقی خداوند، و ولی او در زمین و امانتدار او بر سرّ و آشكار». |
دلایل فراوانى براى انتخاب حضرت زهرا علیهاالسلام وجود دارد از جمله:
1.حضرت زهرا علیهاالسلام نزدیكترین نسبت را با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم داشت. او یگانه دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بود كه نسل پاك نبوى از طریق او ادامه مىیافت و امامان از فرزندان ایشان بودند. احترام فوق العاده پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم نسبت به این دختر، حاكى از شخصیت ممتاز او بود و سفارشهاى مكرر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به مؤمنان درباره حفظ حرمت او، منزلت بس عالى او را براى همگان روشن ساخته بود. حضرت زهرا علیهاالسلام بیش از همه، متوجه این موقعیت عالى بود و سنگینى بار مسؤولیت را نسبت به این جایگاه، بر دوش خود احساس مىكرد و به همین علت بیشترین تلاش خود را جهت استفاده كامل و مفید از این موقعیت، براى یارى دین خدا و امام حق به عمل آورد.
2.قرآن منزلتى رفیع و عظمتى خاصى براى حضرت فاطمه علیهاالسلام تعریف كرده است. در آیه مباهله با تعبیر «نسائنا» از ایشان یاد شده و در آیه تطهیر، خداوند بر پاك و مطهر بودنشان شهادت داده است. در سوره «الانسان» با یادآورى داستان اطعام یتیم و مسكین و اسیر و اخلاص وصف ناشدنى ایشان، از برترین پاداشهاى الهى در حق آنان یاد شده است. و در كوچكترین سوره قرآن یكى از بزرگترین عطایاى الهى به حضرت رسول صلى الله علیه و آله، وجود نازنین زهراى اطهر، كه حقیقت كوثر است، معرفى شده و در آیه مودّت، محبت ایشان اجر رسالت نبوى صلى الله علیه و آله و سلم به شمار آمده است.
همه اینها و آیات دیگر، بیانگر مقام رفیع معنوى و كمال عبودیت و عصمت ایشان بوده و جایگاه خاص هدایتى ایشان را در جامعه اسلامى تبیین مىنماید.
3.فاطمه زهرا علیهاالسلام در دوران غربت اسلام به دنیا آمد و از همان اوان كودكى، در كانون اصلى مبارزه، با طعم سختىها و مشكلات آشنا شد. هیچ كس مانند او شاهد زحمات طاقت فرسا و شبانه روزى رسول خدا صلوات الله علیه نبود. گرد و غبار خستگى، با دستان كوچك او از رخسار مبارك رسول خدا صلى اللهعلیه و آله پاك مىشد و در خلوتهاى پیامبر، او بود كه درد دلهاى پدر را به گوش جان مىشنید و با نثار محبتهاى خود او را غرق در سرور مىكرد و همانند مادرى دلسوز، سر حضرت را بر دامن مىگرفت و آرام بخش دلش مىگشت؛ تا آنجا كه از پدر لقب «امّ ابیها» را دریافت نمود. حضرت زهرا علیهاالسلام نمىتوانست بعد از ارتحال رسول خدا صلىاللهعلیه و آله شاهد پژمرده شدن نهال نورس اسلام باشد، كه با آن همه زحمات رسول خدا صلىاللهعلیه و آله از زمین سر برآورده و با خون دلهاى فراوان سیراب شده بود. آیا شخصیتى مانند زهرا علیهاالسلام مىتوانست در مقابل این مسأله، خاموش بنشیند و نگران نباشد؟
4.حضرت زهرا علیهاالسلام همسرى امیرمؤمنان علیهالسلام را بر عهده داشت كه دومین شخصیت ممتاز جهان اسلام؛ بلكه جهان بشریت بود. پیوند این دو نور الهى از نوع پیوندهاى عادى زمینى نبود؛ بلكه بنا به تصریح رسول خدا صلىاللهعلیه و آله این ازدواج یك « پیوند آسمانى» بود و اگر على علیهالسلام نبود، براى زهراى اطهر علیهاالسلام همسرى شایسته پیدا نمىشد. شناخت حضرت از شخصیت امیرمؤمنان علیهالسلام عمیقترین شناختها بود. آنچه را كه دیگران فقط شعاعى از على علیهالسلام دیده بودند، ایشان با تمام وجود خود لمس كرده بود و از اخلاص و صفاى علوى و از سوز دل و خیرخواهى وى آگاه بود. او از جان گذشتگىهاى فراوان على علیهالسلام و شهادتطلبىهاى او را هماره تجربه كرده بود. فاطمه علیهاالسلام پیكر پر جراحت على علیهالسلام را بارها و بارها مداوا نموده بود و شاهد بود چگونه زخمهاى گذشته التیام نیافته، زخمهاى جدیدى بر همان جا مىنشیند؛ اما على علیهالسلام خم به ابرو نمىآورد و همیشه در پیشاپیش صف مجاهدان در راه خدا قرار داشت.
5.حضرت زهرا علیهاالسلام در بیت نبوت بزرگ شده بود و در دوران ده ساله حكومت اسلامى در كانون اصلى حوادث مهم سیاسى و اجتماعى قرار داشت و با تیزبینى و هوشیارى فوقالعاده خود، تمامى جریانات آشكار و پنهان را مىشناخت و از ویژگىهاى افراد مؤثر نیز آگاهى كامل داشت. او از یك سو، رسول خدا صلىاللهعلیه و آله را دیده بود كه براى تداوم صحیح حكومت اسلامى و بالندگى و رشد آن، تدابیر مختلفى مىاندیشید و زمینه سازىهاى لازم را براى امامت امیرمؤمنان علیهالسلام فراهم مىآورد و از سوى دیگر، شاهد نگرانىهاى رسول خدا صلىاللهعلیه و آله و یاران نزدیك وى از وجود جریانات مخفى و مرموز در بطن جامعه بود كه در صدد بودند با دستیابى به قدرت، مسیر حكومت اسلامى را تغییر دهند.
با وفات رسول خدا صلىاللهعلیه و آله نگرانىها جدىتر شد و جریانات پنهان سر برون آوردند و از بحران به وجود آمده بیشترین استفاده را كرده و بر اوضاع مسلط شدند. زهراى اطهر علیهاالسلام با آگاهى كامل از تدابیر رسول خدا صلىاللهعلیه و آله جهت امامت امیرمؤمنان علیهالسلام و با شناختى كه از شخصیت على علیهالسلام داشت، كه یگانه فرد شایسته براى زمامدارى مسلمانان بود و با اطلاع از اوضاع سیاسى جامعه نوپاى اسلامى كه با صدها خطر مواجه بود، وظیفه خود مىدانست كه از حق الهى امیرمؤمنان علیهالسلام دفاع نماید و در این راه، هیچ كوتاه نیاید. به همین دلیل بیشترین حمله نیز به ایشان شد و خشنترین برخوردها با او صورت گرفت و آن حضرت نیز با كمال شجاعت و شهامت تا پاى جان ایستاد.
6.همان گونه كه با آغاز رسالت پیامبراسلام صلىاللهعلیه و آله شخصیت
ممتازى چون خدیجه در كنار ایشان قرار گرفت و در دوران غربت اسلام، با تمام
توان و استعداد به یارى حضرتش پرداخت، با آغاز امامت امیرمؤمنان
علیهالسلام نیز، شخصیت بىنظیرى همانند فاطمه زهرا علیهاالسلام به حمایت
از ایشان شتافت و همه سرمایههاى خود را در دفاع از مولاى متقیان نثار كرد.
او با سعى و تلاش شبانه روزى خود غبار غربت را از رخسار امیرمؤمنان
علیهالسلام زدود و تحمل بارسنگین مظلومیت را براى ایشان آسان نمود و به
حق، لقب «اولین شهید راه ولایت» را به خود اختصاص داد. اولین شهید راه
ولایت یعنى كسى كه در آن فضاى پر شبهه، و آكنده از فتنههاى گوناگون كه در
لابلاى غبار برخاسته از آشوب و بلوا همه را گرفتار كرده بود، بتواند با حفظ
بصیرتِ خود، لحظهاى در تشخیص حق خطا نكند و در دفاع از حق كمترین تردیدى
به خود راه ندهد. چنین انتظارى در آن شرایط، فقط از حضرت زهرا علیهاالسلام
انتظار مىرفت و بس. الحق كه ایشان این رسالت را به نحو احسن و اكمل به
انجام رساند. به راستى آن حضرت با كلام و عمل خود نشان داد كه «ولایت»، قلب
تپنده مكتب و روح دین است و بر كسانى كه دغدغه حفظ مكتب دارند، جان فشانى
در راه ولایت و گذشتن از همه تعلقات براى پاسدارى از امامت، مهمترین وظیفه
است. به همین دلیل است كه تك تك كلمات ایشان سندى زنده و گویا و در كمال
اعتبار براى همه دلسوزان دین و امت است. سندى كه با خون پاك حضرت زهرا
علیهاالسلام به امضا رسیده است و همچون امانتى گرانبها در دستان شیعیانش
قرارگرفته، تا با اقتدا به آن بزرگوار، راه پر فراز و نشیب دفاع از دین و
ولایت را با قدمهاى استوار و پر صلابت بپیمایند.
اليوم اكملت لكم دينكمو اتممت عليكم نعمتىو رضيت لكم الاسلام دينا.
مائده: 3.
امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام
كردم و اسلام را دين تان قرار دادم .
را بعنوان دين براى شما پسنديدم.
فصل اول: جايگاه عيد غدير در مكتب
1- عيد خلافت و ولايت
روى زياد بن محمد قال:
دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت:
للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟
قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسولالله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: 736.
زياد بن محمد گويد:
بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود:
آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد
. 

http://www.aviny.com
منبع سايت غدیر یك تفكر است
واقعه غدیرحادثه اى تاریخى نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكایت مى كند. غدیر نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آرى غدیر یك سرزمین نیست، چشمه اى است كه تا پایان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشیدى است عالمتاب.


http://translate.google.com
ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.
همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگي او را پاياني نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست.
اوست آفريننده آسمان ها و گستراننده زمين ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزوني بخش آفريده ها و نعمت ده ايجاد شده هاست.
به يك نيم نگاه ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند.
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَ دَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،
حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).
بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِي الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضينَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ.
يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ.

غدیر، عصاره و نتیجه خلقت و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی است.
آيا نمي دانيد كه محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم كنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستي مكن كه تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر كني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.
در اينجا بود كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند كرد و با صداي بلند فرمود: هر كس از شما كه من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي كند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر كس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با علي دشمني كند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري كنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت كننده اي را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براي حساب مي ايستند خودت جزا بده.بیعت کردند، اما چه بیعتی؟!...
پیمان شکستند، چه پیمان شکستنی!...
شُور کردند، چه شُور کردنی!...
و کجا اگر آن نامردان با هم عهد مخالفت نمی بستند،
ا
وای بر آن اولین دستی که به دروغ با علی(علیه السلام) بیعت کرد.
وای بر آن اولین چشمی که به کینه به علی(علیه السلام) نگاه کرد.
و وای بر آنکه...زهرا را گرياند.
واي از قبر بي نشان زهرا
واي از صورت نيلي شده زهرا
واي بر بر آن اولین كسي كه...
راه را به بیراهه کشاند.
و آیا ما در این امر مقصر نیستیم؟! وظيفه اكنون چيست....
آیا ما هم اگر بصيرتي چون فاطمه داشتيم مي توانستيم ساكت باشيم
راز عمر كوتا فاطمه چه بود
راز غيبت امام مهدي در چيست
آیا در بي بصيرتي وعدم شناخت ما نيست
آیا به عهدي كه با امام علي در غديربسته ايم وفا داريم
الگوي ما در اين مسير كيست
مي دانيدالگوي امام عصر كيست،فاطمه
سلام خدا بر بانوي مدافع ولايت علي
سلام خدا بر اولين شهيده مسير ولايت علي
سلام بر علي مرد تمام آفرينش
ذكرعلي زيباترين آواي آفرينش
سلام بر علي كه عشق مصطفي بود
سلام بر علي كه همتاي زهرا بود





الهي در حمايت از ولايت و دوازدهمين وارث غدير بصيرتي فاطمي عنايتمان كن
عيد غدير خم
«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمهاي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمينهاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برميگردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.