دل نوشته ای تقدیم به مولایم در شبی که در محضر ایشان شهر نجف بودم


السلام علیک یا امیرالمومنین
شبی در شهر مقدس نجف در یکی از موکب های زوار (19/8/1395)
آقای من ،مولای من ،از راه دوری آمده ام
مولای من آمده ام عهدم را باتو تجدید نمایم همون عهدی که که روز غدیر باتو بسته شد و همه مردم بر ولایت تو اقرار نمودند.
مولای من یا علی ،محبوب فرشتگان خدا یا علی
جان مصطفی ،همتای زهرا یا علی
قرن ها می گذرد اما نام تو و تشعشع نورانی انوار مقدست همه عاشقان وشیفتگان راهت را به سوی تو می کشاند ،
جای جای شهر کوفه از تو می گوید ،میثم تمارت از تو می گوید ،تو با میثم چه کردی که قطعه قطعه اش می کنند اما با عشق از فضایل تو می گوید .
مرد شجاع میدان های نبرد مولای من حیدر کرار ،مولود کعبه
من کیم که بخواهم از تو بنویسم
مسجد کوفه هنوز هم از تو سخن ها دارد
از محراب نمازت از اون سجده های پر از رازت
از شمشیر کین و اون سجود عاشقانه ات
ودر نوای آسمانی فزت رب الکعبه ات کدامین مراتب از عظمت خالق یکتا را مشاهده کردی ؟
سرزمین نجف ایوان طلا دارد
کربلا از تو خون خدا دارد
شهر دمشق زینب صبور و ام کلثوم دل سوخته دارد
بقیع از تویادگاران بسیار دارد
شهر نجف عجب صفایی دارد
قلب من از شوق دیدار تو نمی دانم چه حالی دارد ؟
مولا تمام آفرینش وصف حال توست مولا
همه ی دل های مشتاق سرشار از عشق توست مولا
آیه آیه قرآن از تو می گوید مولا
رسول مکرم از فضل تو برهمه عالم می گوید مولا
زهرای بتول مدافع ولایت تو می شود مولا
اون یادگار رسول فدایی امامت تو می شود مولا
مولای من ساقی کوثر علی
بابای مهربان یتیمان و پناه همه درماندگان علی
زیباترین ذکر عاشقی آوای یاعلی است
همه عالم حیران توست یا علی
پدر یلزده ستاره فروزانی یاعلی
اهل زمین از ذکرفضایل تو عاجزند، ملایک همه حیران وفای تواند
ای فراتر از زمین و زمان یا علی ،جز عشق تو مولا عشقی در دلم نیست
من بارش باران اشکهایم را به بقیع سپرده ام
در غم و غریبی و غربت چهار خورشید فروزان بقیع
در کوچه های مدینه دنبال بانوی بی نشان ات می گردم
کو نشانی از زهرای بتول ؟،کجاست بانوی مهربان خانه مولا؟
کجاست آن بانوی غمگساری که غم از چهره مولا می زدود؟
کوچه کوچه های مدینه یاد بانوی بی حرم توست
اشک های من را پایانی نیست مولا
صفای نجف تو مرا باخود برده است مولا
آدم و نوح را تو همخانه ای ،تمام هستی را در یگانه ای مولا
مولای من به در آستان با عظمتت آمده ام تا عشق را زمزمه کنم
جاذبه مهرخدایی تو همه هستی ام لبریز از محبتی نموده که در ورای زمین و زمان فقط تو را می جویم
یادم نمی رود که همه وجودم از مهر تو سرشته شده و سند حلال زادگیم مهری است که از تو در قلبم دارم
بابای مهربان زینب ،دختر دردانه ات را چه آموختی که توانست در میان دریای غم غرق نشود و آموزگار صبر و استقامت شود
غم و غربت و بی کسی حسنت را مولا هیچ ناله جانسوزی از یادها نمی برد
پاره های جگر حسنت در طشت غم و اندوه زمان بشریت جاهل را به نظاره نشسته است
سلامی می فرستم به ام البنین بانوی روزگار بی کسی های تو مولا
سلام بر ام البنین مادر ادب که شیر بچه های حیدریش را آموخت که چگونه پاسدار حریم ولایت باشند و جان فدایی فرزندان زهرای اطهر باشند
امروز در کربلای معلی به جای سم اسپانی که بدنهای شهیدان خدایی را لگد می زد
سرزمین عراق پر از شور و شوق مردمانی است که خاک کربلا را طوطیایی چشم خویش ساخته اند،و فریادهای یاحسینشان همه ظالمان زمان را به وحشت انداخته است
مرقد های مطهر اولاد طاهرینت در سامرا و کربلا و کاظمین بوسه گاه ملیونها عاشقی است که نام عباس علمدار تو را فریاد می زنند







