
آی آینه تمام نمای صبر و ایثار! تو را چه بخوانم که نامت یادآور حماسه عاشورا و یادآور اسارت و غربت خاندان آل طاهاست تو را چه بخوانم که ای پرستوی پر شکسته!! مرغ جانت دیگر در کالبد تن نمی گنجد و دل طلب می کند که به برادر بپیوندی. چشم برهم می نهی و به آغوش مادری می روی که تنها چهار بهار مهربانی هایش را لمس نمودی .
سلام بر تو که وارث مظلومیت پنج تن آل عبا بودی و مفسر همه آیه های غم و اندوه خاندان آل طاها .
سلام بر تو روزی که عارفانه و عاشقانه عروج کردی و سلام بر خاندان پاکت باد.
زینب ای یادگار یاس و شقایق امان از دل پر از غم تو
آه،ای ام المصائب، تمام داغها و سوگها، در حضور مصیبتهای عظمای تو و از یاد میروند
تمام زمین وزمان بر کربلا میگریند و تمام کربلا داغدار سوز دل توست
داغ اسارت تو بانو.!!! اندوه عظیمی است که هرگز از یادها نمی رود
زلف عفاف، رشته دامان توست، آیات صبر، پایه ی ایمان توست
ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار ، درسِ ِ دبستان توست
به دریای پر از غم، امان از دلِ تو زینب به عمری همه غم و اندوه، امان از دلِ تو زینب
ای قدِ خمیده کربلای خون چو بدیدی رأس بریده، امان از دلِ تو زینب
ااگر از آسمان خون ببارد بگوید دلِ عالم، امان از دلِ تو زینب
براستی امام سجاد علیه السلام از دریای بیکران علم و فهم تو چه امواجی را دیده
و در سخنت چه چیزی را یافت که تو را «عالِمه غیر مُعلَّمه» خواند؟
ای آیینه زهرا نما زینب! لباس اسارت بر قامت تو شکسته دل حجت خدا را زینب!